تبليغاتX
  * نفسی بحب علی المرتضی طربت* و الناس من فرط إخلاصی له عجبت*رضعت ثدی الولا من حرة نجبت* لا عذب الله أمی إنها شربت* حب الوصی و غذتنیه باللبن* الحمدلله فی سرّ و فی علن* کم من حقوق لها عندی و من منن* طابت فطبت فیا لله من لبن* و کان لی والد یهوی أبا حسن*فصرت من ذی و ذا أهوی أبا حسن* شیعه علوی

« فرهنگ عاشورا در آفريقا »

 

بسمه تعالي

عاشورا در مناطق مختلف جهان و در فرهنگ هاي گوناگون همواره داراي مفهوم متفاوتي بوده است . در قاره آفريقاي غير عربي نيز به روز عاشورا به استناد برخي از روايات و سنن به ديده احترام و تقدس نگريسته شده است. بر اساس روايات وارد شده در برخي از كتب سنن و حديث و تاريخ  متعلق به اهل سنت، اين روز داراي برجستگي هاي تاريخي بوده و بسياري از حوادث شيرين و مبارك از جمله خلقت جن و انس و ملائكه ، لوح و قلم  و زمين و آسمان در اين روز محقق شده است. همچنين نابودي فرعونيان مصر و پيروزي بني اسرائيل و هبوط كشتي حضرت نوح بر جودي و نجات حضرت يونس از شكم ماهي و برخي ديگر از پديده هاي مبارك در اين روز رخ داده است . در بسياري از مناطق آفريقا ،مسلمانان سنت هايي را در اين روز به عنوان يك روز عيد و مبارك بر پا مي دارند. از جمله اين كه در اين روز روزه مي گيرند و با اجتماع در برخي از مساجد به دعا و نيايش و تلاوت يا ختم قران اهتمام مي ورزند و خطباي جمعه در خطبه هاي خود به اهميت و مباركي اين روز اشاره مي نمايند. همچنين در شب اين روز به شادي و سرور و پر خوري مي پردازند. اما در فرهنگ شيعه، اين واژه و اين روز داراي مفهومي متفاوت است و به عنوان روز عزا و مصيبت تلقي مي شود و نه تنها روايات وارده در مباركي اين روز به عنوان روايات جعلي و ساخته و پرداخته بني اميه و بني عباس قلمداد مي شود، بلكه به نام سومين امام شيعيان حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) و قيام خونين آن حضرت و شهادت ياران ايشان رقم خورده است. هر چند در گذشته شيعيان مهاجر به قاره آفريقا به وي‍‍‍‍ژه شيعيان لبناني و خوجه هاي هندي در مناطق محل اقامت خود، همواره اين روز را گرامي مي داشته و در مساجد يا حسينيه ها و مراكز ديني متعلق به خود، مراسم در خور شأني برگزار مي كرده اند، اما در توده هاي مردمي ملت هاي آفريقايي چندان اين سنت راه نيافته و احياء حركت خونبار عاشورا در فرهنگ آنان جايگاهي را به خود اختصاص نداده بوده است . پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و تأسيس و ترويج فرهنگ ناب و زلال عترت در بسياري از مناطق آفريقا و آگاهي مسلمانان رهيافته به فرهنگ غني ولايت و عترت، نسبت به بسياري از واقعيت هاي تاريخي،خوشبختانه به صورت تدريجي، گرامي داشت اين روز غم بار را در  برنامه هاي خود وارد نموده  و در برخي از مناطق  به صورت هيئت هاي عزاداري خارج شده و به زبان هاي محلي آفريقايي و نيز عربي به مديحه سرايي و عزاداري مي پردازند كه نمونه هاي بزرگ آن را مي توان در شهر هاي شيعه نشين نيجريه مانند زاريا و كانو و در شهر دارالسلام از كشور تانزانيا و نيز در شهر آكرا در كشور غنا و برخي از شهر هاي سنگال و كنيا و ساير كشور هاي آفريقايي جستجو نمود. اكنون با صراحت مي توان ادعا نمود كه ديگر برگزاري مراسم عاشورا و زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهادت امام حسين(ع) و ياران آن حضرت در بسياري از كشور هاي آفريقايي صرفا به شيعيان مهاجر اختصاص ندارد و كشور هايي مانند ساحل عاج، نيجر، مالي، بوركينا فاسو، كنگو دموكراتيك، بنين،توگو، كامرون،مالاوي، اوگاندا ،ماداگاسكار، آفريقاي جنوبي،گينه كوناكري و گينه بيسائو،سودان،سيرالئون، رواندا و بروندي،كومور،زنگبار، و ساير مناطق آفريقا، همه ساله شاهد مراسم ويژه روز عاشورا و گرامي داشت ياد شهداي كربلا توسط شيعيان بومي اين كشور ها هستند. طي سال هاي گذشته گام هاي بلندي به منظور از بين بردن سنت هاي غلط به جاي مانده از عهد بني اميه در بزرگ داشت اين روز به عنوان يك روز عيد ، برداشته شده است كه به عنوان نمونه مي توان به برگزاري سمينار بزرگ عاشورا با عنوان" عاشورا يوم عيد أم يوم حزن" در شهر داكار پايتخت سنگال اشاره نمود كه چند سال پيش  برگزار شد و بيش از دو هزار نفر از نخبگان و شيوخ و شخصيت هاي آن كشور و كشور هاي همجوار در آن شركت نمودند، پيش از برگزاري اين مراسم با شكوه، استفتائاتي نيز از شيوخ و علماي بزرگ اين كشور به عمل آمد كه در پاسخ به آن استفتائات ، شيوخ ياد شده نوشته اند كه اين روز روز عزاست و روز شادي و سرور نيست .يك نمونه از استفتئات ياد شده و پاسخ آن به شرح ذيل است:

سماحة‌ العلامة الشيخ الحاج بو محمد كونتا، الخليفة العام للطريقة القادرية في السنغال،

السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته،

أما بعد فإنه نظرا إلي أن اليوم العاشر من شهر المحرم الحرام هو اليوم الذي أستشهد فيه سبط الرسول الأكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) الإمام الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) في السنة 61 الهجرية، و إلي أن المسلمين كلهم يحبون آل الرسول(ص) و يكنون لهم إحتراما خاصا، فهل يجوز للمسلمين أن يحيوه بالأفراح التي نراهم يقومون بها في مثل هذا اليوم في كل سنة، أفيدونا أفادكم الله تعالي.

يوم الخميس 26 رمضان 1427

 

متن پاسخ استفتاء ياد شده:

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله الذي بنعمته تتم الصالحات والصلاة و السلام علي أشرف خلقه سيدنا محمد بن عبد الله و اله الطاهرين و أصحابه الهداة الميامين.

و بعد:

السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته

إن ليوم عاشوراء من شهر المحرم الحرام من الأهمية ما لا يخفي علي أحد من المسلمين، حيث أنه يمثل أكبر مأساة انسانية عرفها التاريخ البشري، و ذلك لإستشهاد سبط الرسول(ص) سيدنا الحسين بن علي بن ابي طالب.

و علي هذا لا ينبغي أن يكون هذا اليوم يوم فرح و إحتفال، بل يجب علي المسلمين أن يخلدوه بكل ما يستحقه من خشوع و تضرع إلي العلي القدير و صلوات علي رسول الانسانية سيدنا محمد صلي الله عليه و آله و صحبه و سلم.

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

الحاج مام بو محمد كنت

AL HAJJ MAME BOU MOHAMMAD KOUNTA

                         

گفتني است شيعيان نيجريه همه ساله با جمعيت هاي ميليوني در روز عاشورا روانه خيابان ها شده و در دسته هاي عزاداري ياد و نام شهيدان كربلا را گرامي مي دارند.

موضوع تبديل ديدگاه عموم مسلمانان در باره روز عاشورا به برنامه ريزي و زمان و درايت نيازمند است. اين جانب به ياد دارم در محرم سال 1420 (بهار سال 1378)كه در كشور آفريقايي نيجر اقامت داشتم،پس از آن كه دولت اين كشور روز عاشورا را بنا به ديدگاه اهل سنت نسبت به آن روز تعطيل اعلام نمود، مراسم با شكوهي را با همكاري آقاي دكتر مجيد گودرزي مدير وقت كلينيك هلال احمر، در معهد فرانكو عرب و حوزه رسول اكرم(ص) در نيامي با حضور گروه هاي مختلف از جمله تعدادي از شخصيت هاي اسلامي برگزار نموديم كه در آن مجلس خانم هدي نوح رييس اتحاد زنان مسلمان نيجر و نيز علامه شيخ عمر اسماعيل مفتي اين كشور در باره شخصيت اباعبدالله الحسين(عليه السلام)  سخنراني كردند و با همكاري مرحوم مهندس حاج ثاني آدم از مديران كل وزارت كشاورزي اين كشور و با عنايت و تلاش مرحوم شيخ ابراهيم علي مدير برنامه هاي ديني راديو و تلويزيون نيجر كه خود نيز شخصا در اين مراسم شركت كرد،بيش از يك ربع از مراسم ياد شده در برنامه ديني تلويزيون سراسري و نيز يك ساعت از آن در راديو نيجر و راديو محلي تنره پخش شد و روزنامه ساحل، ارگان حزب حاكم نيز ضمن چاپ تصويري از اين مراسم، گزارشي از مراسم و فلسفه عزاداري در روز عاشورا  به چاپ رسانيد و در بخشي از آن ضمن تحليل در باره  غلبه مصيبت بر شادي در صورت تلاقي آن دو در يك روز،آورد:" آيا شادي نابودي فرعونيان و پيروزي بني اسراييل بر فرعون مي تواند غبار غمي را كه بر اثر قتل عام آل پيامبر اسلام بر دل ها نشسته است، بزدايد؟"

به اميد روزي كه همه ما بنا به امر امام هشتم علي بن موسي الرضا(عليه السلام) بتوانيم علوم و محاسن كلام  اهل بيت(ع) را به مردم بياموزيم تا عموم مردم و مسلمانان با شنيدن و ديدن درياهاي علوم آنان، از آن نور هاي پاك تبعيت كنند و از چشمه هاي جوشان و زلال معارف آنان سيراب شوند

 

منبع سايت شيعه نت:

http://www.shia12.net/fa/ashoora.asp


+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:38  توسط حسین علوی پیام  | 


    

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است        

             باز اين چه نوحـه وچـه عـــزا و چـه ماتــم اسـت      

اين روز ها و شبها همه شيعيان ودوست داران عترت پاک وخاندان آخرين و بزرگ ترين فرستاده الهی ، حال وهوای ديگری دارند. گويا دل وجان آنان بر بال ملايک در آسمان ولايت به پرواز در آمده باشد.

گويا عشق به عترت در دل آنان آشيانه کرده و بذر محبت اهل بيت در سرزمين جان آنان جوانه زده است.

گويا آيه مودت آنان را به سوی چشمه های جوشان و زلال عترت رهنمون گرديده و آنان را برقله های رفيع محبت و دوستی آل محمد ، به پرواز در آورده است.

گويا در دريای طوفانی و پر طلاطم وخروشان که بيشتر انسانها را در گرداب های سهمگين انداخته و آنان در کام امواج خروشان اين دريای آشفته و طوفانی فرو رفته، اما شيعيان و دوست داران خاندان پيامبر اسلام (ص ) بنا به تعاليم ناب آن حضرت ،در کشتی نجات امت سوار شده و از هلاکت و نابودی حتمی رهايی يافته اند.

اينک محرمی ديگر حلول کرد و دل و جانمان را در طبقی از اخلاص  وعشق و محبت گذاشته و دو دستی تقديم صاحب اين شبها و روزها می نماييم .

ماه محرم یاد آور خاطره تلخ شهادت امام حسین و یاران آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری فرا رسید و شیعیان و گروه هایی از سایر مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به یاد این حادثه دردناک تاریخ ، هر ساله درسوگ می نشینند و با مراسم مختلف این روزها را گرامی می دارند. اجرای برنامه های گوناگون در این روزها و شبها نشانه محبت و عشق و علاقه به خاندان پاک پیامبر خدا ( علیهم السلام ) است که در قرآن کریم از آن به عنوان مودت تعبیر شده و مسلمانان می بایست به پاس زحمت ها و خون دلهایی که پیامبر خدا برای هدایت آنان متحمل شده است به اهل بیت آن حضرت اظهار محبت و دوستی نمایند . هر چند ممکن است برخی از مخالفان بگویند محبت امری قلبی است اما شیعیان معتقدند که محبت باید علاوه بر دل ، در عمل انسان نیز متبلور گردد ، از این رو برگزاری مراسم گوناگون در غم و شادی اهل بیت (علیهم السلام ) ، ابراز محبت و دوستی به آنان و به نوعی تعظیم شعائر اسلامی به شمار می رود .

آن چه که در این مراسم اهمیت دارد زنده نگه داشتن و انتقال پیام هایی است که از این نهضت خونین به یادگار مانده است ، یعنی همان فلسفه قیام و اهدافی که امام حسین (علیه السلام ) برای آن قیام نموده اند . در حقیقت انگیزه برگزاری مراسم سوگواری در این روزها و شبها که از دیرباز در بین شیعیان به عنوان سنتی مقدس مورد توجه بوده است ؛ شناخت بیشتر ابعاد قیام عاشورا و آموختن حقیقت اسلام و مذهب اهل بیت (علیه السلام ) بوده است و در این مراسم علاوه بر اجرای برنامه های گوناگون عزاداری و نوحه خوانی ،   لازم است عزاداران گرامی به شناخت ابعاد شخصیت ابا عبد الله الحسین ( علیه السلام ) و شرح آن نهضت و پیام های آن که از سوی سخنرانان مطرح می شود بیشتر توجه کرده و به آن چه آن حضرت به خاطر آن  جان فشانی کرده اند در زندگی خود جامه عمل بپوشانند . به عنوان نمونه یکی از یاران آن حضرت در بحبوحه  جنگ و نبرد در ظهر روز عاشورا خبر حلول ظهر را به امام می رساند و امام بدون درنگ با برخی از یاران به نماز می ایستند و نماز ظهر را اقامه می نمایند ؛ زیرا نماز ستون دین است  و قیام آن حضرت در واقع برای حفظ پایه های دین خدا بوده است . همچنین آن حضرت در برخی از کلمات و سخنان خود می فرماید : " ... إنی أحب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ... " و نیز می فرماید : ( ... و انی لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما بل انما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی و أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی إبن ابی طالب ، فمن قبلنی بقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیر الحاکمین ...  )   آن حضرت ضمن بیان اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرماید که برای گردنکشی و طغیان و ظلم و افساد در جامعه قیام نکرده است ، بلکه هدف آن حضرت اصلاح امت جد بزرگوارش بوده و به قصد امر به معروف و نهی از منکر قیام نموده است و در واقع امام حسین (علیه السلام ) شهید راه امر به معروف و نهی از منکر است . بر این اساس موضوع امر به معروف و نهی از منکر که از فروع مقدس دین می باشد می بایست مورد توجه پیروان آن حضرت باشد ، به ویژه که در سال های اخیر تهاجم گسترده فرهنگی غرب علیه اسلام در کشور های اسلامی، وظیفه شیعیان و عموم مسلمانان را دوچندان نموده است .

 نکته ای که لازم است مورد توجه همگان قرار گیرد دقت در بیان تاریخ کربلا است بنا بر این ، هم مداحان و هم اهل خطابه و منبر می بایست از منابع صحیح تاریخی در بیان و نقل تاریخ این حادثه بهره جسته و به ویژه در بیان و ذکر مصیبت های عاشورا از مقاتلی که از صحت و دقت در نقل جریان های کربلا برخوردارند استفاده نمایند و از استفاده از منابع ضعیف و نادرست و نیز اشعار نامناسب و نا مأنوس  با فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام ) خودداری نموده و از تحریف این حادثه ماندگار تاریخ و ایجاد بدعت در آن پیشگیری نمایند. علاوه بر لزوم دقت در محتوای مراسم ، لازم است در سبک و شیوه این عزاداری ها از اموری که باعث وهن مذهب شیعه و دادن بهانه به دست مخالفان می گردد ، خودداری نمایند و توصیه های برخی از مراجع تقلید مانند حضرت آیة الله مکارم شیرازی و نیز رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیةالله خامنه ای را در هرچه بهتر برگزار شدن این مراسم جدی گرفته و آن ها را نصب العین خود قرار دهند .  در هر صورت افراط و تفریط در التزام عملی به مفاهیم دینی از نظر اسلام قابل پذیرش نیست و حفظ اعتدال در هر یک از برنامه های دینی ، از جمله وظایف فرد فرد مسلمانان و شیعیان است . امید واریم  همه ما از پیروان راستین اهل بیت ( علیهم السلام ) باشیم و پس از شناخت کامل آن نور های الهی که همچون ستارگانی فرا راه ما قرار گرفته اند راه راست و پسندیده را در زندگی خود بیابیم و از آن نمونه های انسان کامل ، الگو بگیریم .   

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:34  توسط حسین علوی پیام  | 

 

بسمه تعالی

بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه  تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد .  نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا  بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت  استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم .

مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :

من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا     نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سرمشق امام حسین ع پیروی کند .

محمد علی جناح ( قاعد اعظم پاکستان ) :

هیچ نمونه ای از شجاعت ، بهتر از آنکه امام حسین از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند .

چارلز دیکنز ( نویسنده معروف انگلیسی ) :

 اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود ، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط بخاطر اسلام ، فداکاری خویش را انجام داد .

توماس کارلایل ( فیلسوف مورخ انگلیسی ) :

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم ، اینست که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیوزی حسین با وجود اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .

ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) :

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی در باره کربلا سخن می شنود ، آغشته با حزن و الم نگردد ؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند .

فردریک جمس :

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید ، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند .

ل . م . بوید :

در طی قرون ، افراد بشر همیشه جرات و پر دلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همینهاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی طلم و فساد تسلیم نمی شود . این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین . و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است .

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور آمریکایی ) :

برای امام حسین ع ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را بعنوان خلافت بشناسد . او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان ، (2) روح حسین فنا نا پذیر است . ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ، ای حسین !

توماس ماساریک : ( مسیحی )

گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متاثر می سازند ، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین ع یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین ع مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

موریس دو کبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین ، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام ، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده ، از زیر دستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم .

ماربین آلمانی ( خاور شناس ) :

حسین ع با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهرا عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت .

بنت الشاطی : ( نویسنده مسلمان )

زینب ، خواهر امام حسین بن علی ع ، لذت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت ، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا ، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و بر پایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع ، زینب قهرمان کربلا نقش بر انگیزنده داشت .

لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) :

این روز محرم ، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگ دارد . در این روز ، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد ، شهادت حضرت امام حسین ع در عین حزن ، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلام بود ، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی بشمار می رفت . این درس بما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد ، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم

.
فاروق احمد خان لغاري (رئيس جمهور اسبق پاكستان):

زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما مي‌توانيم توطئه‌هاي دشمنان را خنثي كنيم .


بي نظير بوتو (نخست وزير اسبق و فقید پاكستان):

 مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .


چوهدري الطاف حسين (استاندار ايالت پنجاب پاكستان):

 بهترين راه برگزاري عاشورا اين است كه ما نقش امام حسين(ع) را بشناسيم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببينيم . ما بايد در روز عاشورا پيمان ببنديم كه طبق اصول راستي ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادري و تميز حق از باطل ، زندگي خود را اداره كنيم .

جرج جرداق (  نویسنده ، دانشمند و ادیب مسیحی ) :

وقتی یزید ، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی می کرد ، آنها می گفتند : چه مبلغ می دهی ؟ اما انصار حسین به او می گفتند : ما با تو هستیم . اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم .

عباس محمود عقاد ( نویسنده و ادیب مصری ) :

جنبش حسین ، یکی از بی نظیرترین جنبشهای تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوتهای دینی یا نهضتهای سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت .

احمد محمود صبحی :

اگر چه حسین بن علی ع در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین ع به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد . خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضتهای دیگر را در پی داشت ، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین ، فریادی شد که آن تختها و حکومتها را به لرزه در آورد .

آنطون بارا ( مسیحی ) :

اگر حسین از آن ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون ( مورخ انگلیسی ) :

با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین ع تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون ( خاور شناس معروف ) :

بنی امیه ، سر کش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند ... و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید : دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود . بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین ع به گردن بنی امیه است .

سر پرسی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) :

حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید ، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود . این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند .

تا ملاس توندون ( هندو ، رئیس سابق کنگره ملی هندوستان ) :

این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین ع سطح بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یاد آوری شود .

محمد زغلول پاشا ( در مصر ، در تکیه ایرانیان ) :

حسین ع در این کار ، به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد .

عبدالرحمن شرقاوی ( نویسنده مصری ) :

حسین ع ، شهید راه دین و آزادگی است . نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد ، بلکه تمام آزاد مردان دنیا به این نام شریف افتخار کنند .

طه حسین ( دانشمند و ادیب مصری ) :

حسین ع برای به دست آوردن فرصت و از سر گرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت . او زبان را در باره معاویه و عمالش آزاد کرد ، تا به حدی که معاویه تهدیدش نمود . اما حسین ، حزب خود را وادار کرد که در طرفداری حق سختگیر باشند .

عبدالحمید جودة السحّار ( نویسنده مصری ) :

حسین ع نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد ، زیرا در آن صورت ، بر فسق و فجور ، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کارها راضی نمی شد ، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند .

علامه طنطاوی ( دانشمند و فیلسوف مصری ) :

 داستان حسینی  عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندانکه برای شتاب به قربانگاه ، بر یکدیگر پیشی جویند .

العبیدی ( مفتی موصل ) :

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی ع سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قران به زبان پیغمبر اکرم ص وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید . هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پروردگار ، // سرور شهیدان // محسوب شد و در تاریخ ایام ، // پیشوای اصلاح طلبان // بشمار رفت . آری ، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .
 

كاپیتان هانیبلت :

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مى‏زد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمى‏بیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.

جرح جرداق (مسیحى):

فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏كرد، یاران یزید مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2)

ونستان (امریكایى):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیام‏هایش پیروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

ماربین (آلمانى):

امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقیقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

علامه علائلى، (نویسنده مصرى):

تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت ‏خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كرده‏اند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6)

دكتر طه حسین (مصرى):

ابن زیاد چنان مى ‏پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خون‏هاى ریخته شده و شكنجه‏ هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى ‏خواست نتیجه به بار آورد.(7)

ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى ‏نویسد :

سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایه‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد .

امام خمینی (قدس سره الشریف):

 روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می‌رفت با کج روی‌های تفالی جاهلیت و برنامه‌های حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحی نزل»‌ محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی‌نظیر و نهضت الهی خود،‌ واقعه بزرگی را به وجود آورد،‌کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از کتاب پیام امام خمینی، مورخ 26/3/59
 

استاد محمدرضا حكيمي:

و عاشورا يك «ايست بزرگ» است، در برابر سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين سقوط ها و انحطاط ‌ها، اين الحادها و ضلالت ها، اين ستم‌ها و بيدادها، در برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در برابر پذيرش ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.
هنگامي كه مي‌نگريم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل مي‌رود و از اينكه عدالت از ميان رفته است.. مي‌فهميم كه ما نيز بايد با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداريم، و با قيام براي عدالت از عاشورا دم بزنيم و خود را وارث عاشورا بدانيم. «بخش‌هايي از كتاب قائم جاودانه»‌


دكتر علی شريعتي (ره ) :

حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است.

شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب:

 راه حسين، راه دل است. هر چيزي را بهاري است و بهار عزاي حسين عشر عاشوراست. اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . راه حسين راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسي با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قيمتش كم مي‌شود، مگر قلب كه قيمتش علاوه مي‌گردد. «بخشي از كتاب سيدالشهدا»


شهيد آيت الله  مرتضي مطهري:

حسين فرزند پيغمبر است، او ايمان خود را به تعليمات پيغمبر نشان مي‌دهد. پيغمبر جلوه مي‌كند، پيغمبر متجلي مي‌شود،‌در وجود حسين ديده مي‌شود. چطور روح بشر، اين مقدار شكست ناپذير مي‌شود؟
سبحان الله، بشر به كجا مي‌رسد، روح بشر چقدر شكست ناپذير بايد باشد، كه بدنش قطعه قطعه مي‌شود، جوانانش جلوي چشمش قلم قلم مي‌شوند، در منتهي درجه تشنه مي‌شود، و حتي به آسمان كه نگاه مي‌كند، به نظرش تيره و تار است، خاندانش اسير مي‌شوند، هر چه دارد از دست داده است، ولي يك چيز براي او باقي مانده و آن روحش است. هرگز روحش شكست نمي‌خورد. شما يك چنين صحنة نمايشي از فضايل انسانيت در غير حادثه كربلا نشان دهيد، تا به جاي كربلا از آن حادثه ياد كنيم؟ پس چنين حادثه‌اي را بايد زنده نگهداريم، «حماسه حسين،‌ ج 1، ص 169 الي 70»

شهيد آيت الله سيد محمد حسين بهشتي:

 دوستان حسين، هواداران حسين،‌ شيفتگان حسين،‌پيروان مكتب توحيد و يكتاپرستي بايد بدانند، مبارزه در زندگي امري است اجتناب‌ناپذير، از كسالت و كاهلي و از گوشه‌نشيني بيرون بيايند. بدانند تا بشري در دنيا زندگي مي‌كند بايد همواره مبارزه داشته باشد،‌ شيرين ترین مبارزات، مبارزه له حق و عليه باطل است، مبارزه براي زنده نگهداشتن فكر حق،‌ مبارزه براي اجراي قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54»

 

بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت :

اينک حسين عزيز فاطمه در گوشه ميدان ايستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به ياری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، در بیابان کربلا ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند.

اینک  مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر و رويت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد ؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند.

اینک برير بن خضير ، آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده  و در اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است .

اینک  قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد .

اينک طبل جنگی نابرابر بين سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسين ، پسر پيامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخيمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم ديوان زمان قرار می گيرد.

اينک فرياد العطش زنان و کودکانی در اين صحرای خونین به گوش مي رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است  .

اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت اين کوفيان يزيدی تا اين اندازه روی فرعونيان را سفيد کنند و در کشتن فرزند پيامبرشان گوی سبقت بربايند ؛ يک پای خود را لب بهشت و پای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند و با  توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام ) حضور می یابد و حسين که کريم فرزند کريم است او را با آغوش باز استقبال می کند  و سر انجام با خون پيشانی خويش بهشت را خريداری می کند . در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشايد و می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد . مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد.

اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند  و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ .

اينک عباس دلاور به جای رفتن به ميدان ، مشک در دست روانه فرات گرديده تا به وعده خود ، جامه عمل  بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب  را سيراب نمايد . اينک حسين  با چشم خود می بيند سرو بلند باغ ولايت و درخت تنومند اميد و آرزويش يعنی عباس با وفايش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمين  افتاده و برادر را به فرياد می طلبد.

اينک امام حسين می بيند باغ و بستان کربلاييها  خزانی زود رس نموده  و گل های بنی هاشم پر پر گرديده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما "

اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و اين حسين غريب است که در ميان خيل دشمن قرار دارد.

اينک او برای وداع آخر به ميان اهل حرم آمده و صدا می زند ( يا زينب يا ام کلثوم يا سکينه عليکن منی السلام. ) امام به خيمه حجت پس از خود يعنی امام سجاد می آيد تا با بيمار  کربلا نيز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد و امام حسين می فرمايد فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به ميدان دارد و امام سجاد می پرسد مگر ياران شما کجايند که شما به ميدان مي رويد ؟ مگر حبيب بن مظاهر کجاست مگر زهير و برير و مسلم بن عوسجه کجاست و مگر ...

واينک امام حسين خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هايم کجايند که شما ميدان می رويد و امام پاسخ می دهد شهيد شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمويم عباس چه شده که شما ميدان می رويد ؟ و امام پاسخ می دهد : فرزندم ! همين قدر بگويم که غير از من و تو در اين خيمه گاه مردی باقی نمانده و همه شهيد شدند.

اينک امام سجاد با شنيدن اين اخبار تلخ می بيند مولايش غريب وتنهاست . می بيند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابيها ، غريبانه به ميدان می رود .

اينک امام سجاد  از عمه اش زينب ، شمشير و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشير و عصا برای چه ؟ شما که بيماريد و امام سجاد می گويد مگر نمی بينی حجت و ولی خدا تنها و بی کس  مانده . می خواهم بر عصا تکيه زنم و با شمشير از حجت الهی دفاع نمايم .

اينک حسين  ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بيند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نماياند ودر ضمن سخن با آنان می فرمايد « اما ترونه کيف يتلظی عطشا »  و دشمن بی رحم با نوک تير جفا برای هميشه علی اصغر را سيراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پرپر می شود .

اینک  حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا  نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد  ،  اینک حسین غریب و تنها  در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و  آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند 

اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند  قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید .

اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او  نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را  آبیاری کرده است . 

اينک زينب  نماز شب را در این شام سیاه  ، نشسته می خواند وامام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

اينک حسين هم می رود و امام سجاد و زينب با زنان و کودکان يتيم در شام تلخ غریبان درکنار خيمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ،  آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدينه جدش می کند و می گويد : يا جداه يا محمداه هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بتاتک سبايا ...

اين کشته فتاده در هامون حسين توست                 وين صيد دست وپا زده در خون حسين توست

بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت :

روزی مانند روز حسين فاطمه و پسر پيامبرخدا و زاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسين و يارانش نيامد و اين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خنديدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراييل وميکاييل وجبراييل واسرافيل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونين شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر ورويت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و  آنجا که برير بن خضير آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده  ودر اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . و آن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، يک پای خود را لب بهشت وپای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام) و سر انجام با خون پيشانی خويش خريداری می کند.در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، احســـاس راحتی می نمايد از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشايد ، می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد. مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. آن جاست که مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اما اين امام سجاد و زينب و کودکان هستند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته و در جوار اجساد قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. اين زينب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

تنها اينان، باز مانده آن کبـــوتران خونين بال مهـــاجر نيســـتند و اين ما نيز باز مانده عاشورا و تمام مصيبتهای تاريخ پر فراز و نشـــيب اسلاميم و بايد همچـــون زينب وامام سجاد (عليهما السلام) و فرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم.خود ، حسينی شويم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسينی ، درس بخوانيم و تاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم. انشاءالله. 


منابع :  نقل از کتاب درسی که حسین به انسانها آموخت // شهید هاشمی نژاد ص447 ، رهبر آزادگان و منابع دیگر //. البته امام حسین ع در صحرای کربلا شهید شد ، نه ریگزارهای عربستان ! ممکن است نویسنده فوق عراق را که یک کشور عربی است بدین رو عربستان نامیده است. // رهبر آزادگان ص67 و فرهنگ عاشورا جواد محدثی// نور  دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6  //حسین پیشواى انسانها، م . اكبرزاده // زندگانى امیرالمؤمنین على (ع)، عماد زاده //  الامام الحسین ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى // على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسین، ترجمه احمد آرام، ج‏2 // واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى  // سلسله سخنرانى 79- 1378، محمد رضا سنگرى

منابع اینترنتی :

http://www.tebyan.net

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511080109

http://www.shia12.net/fa/mghale.asp

قال علي ابن الحسين "عليه السلام" : رحم الله العباس يعني ابن علي ، فلقد آثر و أبلي و فدي بنفسه حتي قطعت يداه فأبدله الله بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة في الجنة كما جعل لجعفر ابن ابي طالب ، و إن للعباس ع
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:32  توسط حسین علوی پیام  | 

"خطبه شعبانيه پيامبر اكرم(ص)"

پيامبر خدا(ص) در روز جمعه آخر ماه شعبان كه در آستانه ورود به ماه رمضان بودند، خطبه اي درباره  وي‍ژگي ها و بركات ماه مبارك رمضان ايراد نمودند. اين خطبه از سوي امام هشتم علي بن موسي الرضا(عليه السلام) به شرح ذيل روايت شده است:

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:

 أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ.

ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد.

 فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ.

پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد.

به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ.

 زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.

وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

 در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

 أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ.

 اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ

 اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته  اش را خواهد داشت.

برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.

أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ.

 اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در  اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
 هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود را از او بازدارد.

 هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.

 وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

 هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در   اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
 هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.

 وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند.

وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.

 أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُفَتِّحَهَا عَلَيْكُمْ وَالشَّيَاطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُسَلِّطَهَا عَلَيْكُمْ.

 اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد.

و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.

 قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

 علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.

(وسائل ‏الشيعة ج 10 /ص 314)
 


فَعَنِ الصّادِقِ عليه السلام : اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِامام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در ماه رمضان آمرزيده نشودرَمَضانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ تا سال آينده آمرزيده نشود مگر آنكه در عرفات حاضر شود
و نگاه دارد خود را از چيزهايى که خدا حرام كرده است و از افطار كردن بر چيزهاى حرام و رفتار كن به نحوى كه مولاى ما حضرت صادق (عليه السلام) وصيّت نموده و فرموده هرگاه روزه دارى ، مى بايد كه روزه داری گوش و چشم و مو و پوست و جميع اعضاى تو ، يعنى از محرّمات بلكه از مكروهات و فرمود بايد كه روزِ روزه داری تو مانند روزِ افطار تو نباشد و نيز فرموده كه روزه نه همين ترک از خوردن و آشاميدن است ؛ بلكه بايد در روز روزه نگاه داريد زبان خود را از دروغ و بپوشانيد ديده هاى خود را از حرام و با يكديگر نزاع مكنيد و حَسَد مبريد و غيبت مكنيد و مجادله مكنيد و سوگند دروغ مخوريد بلكه سوگند راست نيز و دشنام مدهيد و فحش مگوئيد و ستم مكنيد و بى خردى مكنيد و دلتنگ مشويد و غافل مشويد از ياد خدا و از نماز و خاموش باشيد از آنچه نبايد گفت و صبر كنيد و راستگو باشيد و دورى كنيد از اهل شرّ و اجتناب كنيد از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت كردن با مردم و گمان بد بردن و غيبت كردن و سخن چينى كردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانيد و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّد (عليه السلام) باشيد و آرزومند ثوابهاى آخرت باشيد و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت برداريد .

بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شكستگى و مذلّت مانند بنده اى كه از آقاى خود ترسد و ترسان باشيد از عذاب خدا و اميدوار باشيد رحمت او را و بايد پاك باشد اى روزه دار دل تو از عيبها و باطن تو از حيله ها و مكرها و پاكيزه باشد بدن تو از كثافتها و بيزارى بجوى به سوى خدا از آنچه غير اوست و در روزه ولايت خود را خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى كرده است تو را از آن در آشكارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسيدن او است در پنهان و آشكار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ايّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و ياد او و بدن خود را به كارفرمائى در آنچه خدا تو را امر كرده است به آن و خوانده است به سوى آن اگر همه اينها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت كرده اى و آنچه كم كنى از آنها كه بيان كردم از براى تو به قدر آن از روزه تو كم مى شود از فضل آن و ثواب آن .

به درستى كه پدرم گفت : رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) شنيد كه زنى در روز روزه اى جاريه خود را دشنام داد . حضرت طعامى طلبيد . آن زن را گفت بخور زن . زن گفت من روزه ام . فرمود : چگونه روزه اى كه جاريه خود را دشنام دادى . روزه فقط همین نخوردن و نیاشاميدن تنها نيست . به درستى كه حق تعالى روزه را حجابى گردانيده است از ساير امور قبيحه . از كردار بد و گفتار بد . چه بسيار كمند روزه داران و چه بسيارند گرسنگى كشندگان و حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرمود كه چه بسيار روزه دارى كه بهره اى نيست او را از روزه به غير از تشنگى و گرسنگى و چه بسيار عبادت كننده اى كه نيست او را بهره اى از عبادت به غير تَعَب . اى خوشا خواب زيركان كه بهتر از بيدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار كردن زيركان كه بهتر از روزه داشتن بى خردان است .

و روايت شده از جابربن يزيد از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) كه حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) به جابر بن عبدالله فرمود : اى جابر اين ماه رمضان است ، هر كه روزه بدارد روز آن را و بايستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارد از حرام شكم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را ، بيرون رود از گناهان خود مثل بيرون رفتن او از ماه . جابر گفت يا رسول اللّه چه نيكو است اين حديث كه فرمودى ،  فرمود : اى جابر  چقدر سخت است اين شرطهايى كه نمودم و بالجمله اعمال اين ماه شريف در دو مطلب و يك خاتمه ذكر مى شود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مرداد1390ساعت 23:50  توسط حسین علوی پیام  | 

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است

باز اين چه نوحـه وچـه عـــزا و چـه ماتــم اسـت

اين روز ها و شبها همه شيعيان ودوست داران عترت پاک وخاندان آخرين و بزرگ ترين فرستاده الهی ، حال وهوای ديگری دارند. گويا دل وجان آنان بر بال ملايک در آسمان ولايت به پرواز در آمده باشد.

گويا عشق به عترت در دل آنان آشيانه کرده و بذر محبت اهل بيت در سرزمين جان آنان جوانه زده است.

گويا آيه مودت آنان را به سوی چشمه های جوشان و زلال عترت رهنمون گرديده و آنان را برقله های رفيع محبت و دوستی آل محمد ، به پرواز در آورده است.

گويا در دريای طوفانی و پر طلاطم وخروشان که بيشتر انسانها را در گرداب های سهمگين انداخته و آنان در کام امواج خروشان اين دريای آشفته و طوفانی فرو رفته، اما شيعيان و دوست داران خاندان پيامبر اسلام (ص ) بنا به تعاليم ناب آن حضرت ،در کشتی نجات امت سوار شده و از هلاکت و نابودی حتمی رهايی يافته اند.

اينک محرمی ديگر حلول کرد و دل و جانمان را در طبقی از اخلاص وعشق و محبت گذاشته و دو دستی تقديم صاحب اين شبها و روزها می نماييم .

ماه محرم یاد آور خاطره تلخ شهادت امام حسین و یاران آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری فرا رسید و شیعیان و گروه هایی از سایر مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به یاد این حادثه دردناک تاریخ ، هر ساله درسوگ می نشینند و با مراسم مختلف این روزها را گرامی می دارند. اجرای برنامه های گوناگون در این روزها و شبها نشانه محبت و عشق و علاقه به خاندان پاک پیامبر خدا ( علیهم السلام ) است که در قرآن کریم از آن به عنوان مودت تعبیر شده و مسلمانان می بایست به پاس زحمت ها و خون دلهایی که پیامبر خدا برای هدایت آنان متحمل شده است به اهل بیت آن حضرت اظهار محبت و دوستی نمایند . هر چند ممکن است برخی از مخالفان بگویند محبت امری قلبی است اما شیعیان معتقدند که محبت باید علاوه بر دل ، در عمل انسان نیز متبلور گردد ، از این رو برگزاری مراسم گوناگون در غم و شادی اهل بیت (علیهم السلام ) ، ابراز محبت و دوستی به آنان و به نوعی تعظیم شعائر اسلامی به شمار می رود .

آن چه که در این مراسم اهمیت دارد زنده نگه داشتن و انتقال پیام هایی است که از این نهضت خونین به یادگار مانده است ، یعنی همان فلسفه قیام و اهدافی که امام حسین (علیه السلام ) برای آن قیام نموده اند . در حقیقت انگیزه برگزاری مراسم سوگواری در این روزها و شبها که از دیرباز در بین شیعیان به عنوان سنتی مقدس مورد توجه بوده است ؛ شناخت بیشتر ابعاد قیام عاشورا و آموختن حقیقت اسلام و مذهب اهل بیت (علیه السلام ) بوده است و در این مراسم علاوه بر اجرای برنامه های گوناگون عزاداری و نوحه خوانی ، لازم است عزاداران گرامی به شناخت ابعاد شخصیت ابا عبد الله الحسین ( علیه السلام ) و شرح آن نهضت و پیام های آن که از سوی سخنرانان مطرح می شود بیشتر توجه کرده و به آن چه آن حضرت به خاطر آن جان فشانی کرده اند در زندگی خود جامه عمل بپوشانند . به عنوان نمونه یکی از یاران آن حضرت در بحبوحه جنگ و نبرد در ظهر روز عاشورا خبر حلول ظهر را به امام می رساند و امام بدون درنگ با برخی از یاران به نماز می ایستند و نماز ظهر را اقامه می نمایند ؛ زیرا نماز ستون دین است و قیام آن حضرت در واقع برای حفظ پایه های دین خدا بوده است . همچنین آن حضرت در برخی از کلمات و سخنان خود می فرماید : " ... إنی أحب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ... " و نیز می فرماید : ( ... و انی لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما بل انما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی و أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی إبن ابی طالب ، فمن قبلنی بقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیر الحاکمین ... ) آن حضرت ضمن بیان اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرماید که برای گردنکشی و طغیان و ظلم و افساد در جامعه قیام نکرده است ، بلکه هدف آن حضرت اصلاح امت جد بزرگوارش بوده و به قصد امر به معروف و نهی از منکر قیام نموده است و در واقع امام حسین (علیه السلام ) شهید راه امر به معروف و نهی از منکر است . بر این اساس موضوع امر به معروف و نهی از منکر که از فروع مقدس دین می باشد می بایست مورد توجه پیروان آن حضرت باشد ، به ویژه که در سال های اخیر تهاجم گسترده فرهنگی غرب علیه اسلام در کشور های اسلامی، وظیفه شیعیان و عموم مسلمانان را دوچندان نموده است .

نکته ای که لازم است مورد توجه همگان قرار گیرد دقت در بیان تاریخ کربلا است بنا بر این ، هم مداحان و هم اهل خطابه و منبر می بایست از منابع صحیح تاریخی در بیان و نقل تاریخ این حادثه بهره جسته و به ویژه در بیان و ذکر مصیبت های عاشورا از مقاتلی که از صحت و دقت در نقل جریان های کربلا برخوردارند استفاده نمایند و از استفاده از منابع ضعیف و نادرست و نیز اشعار نامناسب و نا مأنوس با فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام ) خودداری نموده و از تحریف این حادثه ماندگار تاریخ و ایجاد بدعت در آن پیشگیری نمایند. علاوه بر لزوم دقت در محتوای مراسم ، لازم است در سبک و شیوه این عزاداری ها از اموری که باعث وهن مذهب شیعه و دادن بهانه به دست مخالفان می گردد ، خودداری نمایند و توصیه های برخی از مراجع تقلید مانند حضرت آیة الله مکارم شیرازی و نیز رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیةالله خامنه ای را در هرچه بهتر برگزار شدن این مراسم جدی گرفته و آن ها را نصب العین خود قرار دهند . در هر صورت افراط و تفریط در التزام عملی به مفاهیم دینی از نظر اسلام قابل پذیرش نیست و حفظ اعتدال در هر یک از برنامه های دینی ، از جمله وظایف فرد فرد مسلمانان و شیعیان است . امید واریم همه ما از پیروان راستین اهل بیت ( علیهم السلام ) باشیم و پس از شناخت کامل آن نور های الهی که همچون ستارگانی فرا راه ما قرار گرفته اند راه راست و پسندیده را در زندگی خود بیابیم و از آن نمونه های انسان کامل ، الگو بگیریم .

منبع: سايت شيعه نت:

http://www.shia12.org





سخنان شخصيت هاي بزرگ جهان در باره امام حسين(ع)

بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد . نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم .

مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :

من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سرمشق امام حسین ع پیروی کند .

محمد علی جناح ( قاعد اعظم پاکستان ) :

هیچ نمونه ای از شجاعت ، بهتر از آنکه امام حسین از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند .

چارلز دیکنز ( نویسنده معروف انگلیسی ) :

اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود ، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط بخاطر اسلام ، فداکاری خویش را انجام داد .

توماس کارلایل ( فیلسوف مورخ انگلیسی ) :

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم ، اینست که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیوزی حسین با وجود اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .

ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) :

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی در باره کربلا سخن می شنود ، آغشته با حزن و الم نگردد ؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند .

فردریک جمس :

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید ، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند .

ل . م . بوید :

در طی قرون ، افراد بشر همیشه جرات و پر دلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همینهاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی طلم و فساد تسلیم نمی شود . این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین . و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است .

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور آمریکایی ) :

برای امام حسین ع ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را بعنوان خلافت بشناسد . او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان ، (2) روح حسین فنا نا پذیر است . ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ، ای حسین !

توماس ماساریک : ( مسیحی )

گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متاثر می سازند ، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین ع یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین ع مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

موریس دو کبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین ، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام ، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده ، از زیر دستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم .

ماربین آلمانی ( خاور شناس ) :

حسین ع با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهرا عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت .

بنت الشاطی : ( نویسنده مسلمان )

زینب ، خواهر امام حسین بن علی ع ، لذت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت ، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا ، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و بر پایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع ، زینب قهرمان کربلا نقش بر انگیزنده داشت .

لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) :

این روز محرم ، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگ دارد . در این روز ، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد ، شهادت حضرت امام حسین ع در عین حزن ، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلام بود ، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی بشمار می رفت . این درس بما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد ، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم

.
فاروق احمد خان لغاري (رئيس جمهور اسبق پاكستان):

زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما مي‌توانيم توطئه‌هاي دشمنان را خنثي كنيم .


بي نظير بوتو (نخست وزير اسبق و فقید پاكستان):

مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .


چوهدري الطاف حسين (استاندار ايالت پنجاب پاكستان):

بهترين راه برگزاري عاشورا اين است كه ما نقش امام حسين(ع) را بشناسيم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببينيم . ما بايد در روز عاشورا پيمان ببنديم كه طبق اصول راستي ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادري و تميز حق از باطل ، زندگي خود را اداره كنيم .

جرج جرداق ( نویسنده ، دانشمند و ادیب مسیحی ) :

وقتی یزید ، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی می کرد ، آنها می گفتند : چه مبلغ می دهی ؟ اما انصار حسین به او می گفتند : ما با تو هستیم . اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم .

عباس محمود عقاد ( نویسنده و ادیب مصری ) :

جنبش حسین ، یکی از بی نظیرترین جنبشهای تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوتهای دینی یا نهضتهای سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت .

احمد محمود صبحی :

اگر چه حسین بن علی ع در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین ع به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد . خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضتهای دیگر را در پی داشت ، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین ، فریادی شد که آن تختها و حکومتها را به لرزه در آورد .

آنطون بارا ( مسیحی ) :

اگر حسین از آن ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون ( مورخ انگلیسی ) :

با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین ع تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون ( خاور شناس معروف ) :

بنی امیه ، سر کش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند ... و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید : دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود . بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین ع به گردن بنی امیه است .

سر پرسی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) :

حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید ، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود . این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند .

تا ملاس توندون ( هندو ، رئیس سابق کنگره ملی هندوستان ) :

این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین ع سطح بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یاد آوری شود .

محمد زغلول پاشا ( در مصر ، در تکیه ایرانیان ) :

حسین ع در این کار ، به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد .

عبدالرحمن شرقاوی ( نویسنده مصری ) :

حسین ع ، شهید راه دین و آزادگی است . نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد ، بلکه تمام آزاد مردان دنیا به این نام شریف افتخار کنند .

طه حسین ( دانشمند و ادیب مصری ) :

حسین ع برای به دست آوردن فرصت و از سر گرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت . او زبان را در باره معاویه و عمالش آزاد کرد ، تا به حدی که معاویه تهدیدش نمود . اما حسین ، حزب خود را وادار کرد که در طرفداری حق سختگیر باشند .

عبدالحمید جودة السحّار ( نویسنده مصری ) :

حسین ع نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد ، زیرا در آن صورت ، بر فسق و فجور ، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کارها راضی نمی شد ، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند .

علامه طنطاوی ( دانشمند و فیلسوف مصری ) :

داستان حسینی عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندانکه برای شتاب به قربانگاه ، بر یکدیگر پیشی جویند .

العبیدی ( مفتی موصل ) :

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی ع سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قران به زبان پیغمبر اکرم ص وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید . هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پروردگار ، // سرور شهیدان // محسوب شد و در تاریخ ایام ، // پیشوای اصلاح طلبان // بشمار رفت . آری ، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .

كاپیتان هانیبلت :

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مى‏زد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمى‏بیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.

جرح جرداق (مسیحى):

فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏كرد، یاران یزید مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2)

ونستان (امریكایى):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیام‏هایش پیروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

ماربین (آلمانى):

امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقیقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

علامه علائلى، (نویسنده مصرى):

تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت ‏خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كرده‏اند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6)

دكتر طه حسین (مصرى):

ابن زیاد چنان مى ‏پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خون‏هاى ریخته شده و شكنجه‏ هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى ‏خواست نتیجه به بار آورد.(7)

ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى ‏نویسد :

سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایه‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد .

امام خمینی (قدس سره الشریف):

روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می‌رفت با کج روی‌های تفالی جاهلیت و برنامه‌های حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحی نزل»‌ محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی‌نظیر و نهضت الهی خود،‌ واقعه بزرگی را به وجود آورد،‌کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از کتاب پیام امام خمینی، مورخ 26/3/59

استاد محمدرضا حكيمي:

و عاشورا يك «ايست بزرگ» است، در برابر سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين سقوط ها و انحطاط ‌ها، اين الحادها و ضلالت ها، اين ستم‌ها و بيدادها، در برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در برابر پذيرش ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.
هنگامي كه مي‌نگريم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل مي‌رود و از اينكه عدالت از ميان رفته است.. مي‌فهميم كه ما نيز بايد با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداريم، و با قيام براي عدالت از عاشورا دم بزنيم و خود را وارث عاشورا بدانيم. «بخش‌هايي از كتاب قائم جاودانه»‌


دكتر علی شريعتي (ره ) :

حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است.

شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب:

راه حسين، راه دل است. هر چيزي را بهاري است و بهار عزاي حسين عشر عاشوراست. اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . راه حسين راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسي با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قيمتش كم مي‌شود، مگر قلب كه قيمتش علاوه مي‌گردد. «بخشي از كتاب سيدالشهدا»


شهيد آيت الله مرتضي مطهري:

حسين فرزند پيغمبر است، او ايمان خود را به تعليمات پيغمبر نشان مي‌دهد. پيغمبر جلوه مي‌كند، پيغمبر متجلي مي‌شود،‌در وجود حسين ديده مي‌شود. چطور روح بشر، اين مقدار شكست ناپذير مي‌شود؟
سبحان الله، بشر به كجا مي‌رسد، روح بشر چقدر شكست ناپذير بايد باشد، كه بدنش قطعه قطعه مي‌شود، جوانانش جلوي چشمش قلم قلم مي‌شوند، در منتهي درجه تشنه مي‌شود، و حتي به آسمان كه نگاه مي‌كند، به نظرش تيره و تار است، خاندانش اسير مي‌شوند، هر چه دارد از دست داده است، ولي يك چيز براي او باقي مانده و آن روحش است. هرگز روحش شكست نمي‌خورد. شما يك چنين صحنة نمايشي از فضايل انسانيت در غير حادثه كربلا نشان دهيد، تا به جاي كربلا از آن حادثه ياد كنيم؟ پس چنين حادثه‌اي را بايد زنده نگهداريم، «حماسه حسين،‌ ج 1، ص 169 الي 70»

شهيد آيت الله سيد محمد حسين بهشتي:

دوستان حسين، هواداران حسين،‌ شيفتگان حسين،‌پيروان مكتب توحيد و يكتاپرستي بايد بدانند، مبارزه در زندگي امري است اجتناب‌ناپذير، از كسالت و كاهلي و از گوشه‌نشيني بيرون بيايند. بدانند تا بشري در دنيا زندگي مي‌كند بايد همواره مبارزه داشته باشد،‌ شيرين ترین مبارزات، مبارزه له حق و عليه باطل است، مبارزه براي زنده نگهداشتن فكر حق،‌ مبارزه براي اجراي قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54»

بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت :

اينک حسين عزيز فاطمه در گوشه ميدان ايستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به ياری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، در بیابان کربلا ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند.

اینک مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر و رويت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد ؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند.

اینک برير بن خضير ، آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده و در اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است .

اینک قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد .

اينک طبل جنگی نابرابر بين سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسين ، پسر پيامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخيمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم ديوان زمان قرار می گيرد.

اينک فرياد العطش زنان و کودکانی در اين صحرای خونین به گوش مي رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است .

اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت اين کوفيان يزيدی تا اين اندازه روی فرعونيان را سفيد کنند و در کشتن فرزند پيامبرشان گوی سبقت بربايند ؛ يک پای خود را لب بهشت و پای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند و با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام ) حضور می یابد و حسين که کريم فرزند کريم است او را با آغوش باز استقبال می کند و سر انجام با خون پيشانی خويش بهشت را خريداری می کند . در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشايد و می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد . مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد.

اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ .

اينک عباس دلاور به جای رفتن به ميدان ، مشک در دست روانه فرات گرديده تا به وعده خود ، جامه عمل بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب را سيراب نمايد . اينک حسين با چشم خود می بيند سرو بلند باغ ولايت و درخت تنومند اميد و آرزويش يعنی عباس با وفايش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمين افتاده و برادر را به فرياد می طلبد.

اينک امام حسين می بيند باغ و بستان کربلاييها خزانی زود رس نموده و گل های بنی هاشم پر پر گرديده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما "

اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و اين حسين غريب است که در ميان خيل دشمن قرار دارد.

اينک او برای وداع آخر به ميان اهل حرم آمده و صدا می زند ( يا زينب يا ام کلثوم يا سکينه عليکن منی السلام. ) امام به خيمه حجت پس از خود يعنی امام سجاد می آيد تا با بيمار کربلا نيز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد و امام حسين می فرمايد فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به ميدان دارد و امام سجاد می پرسد مگر ياران شما کجايند که شما به ميدان مي رويد ؟ مگر حبيب بن مظاهر کجاست مگر زهير و برير و مسلم بن عوسجه کجاست و مگر ...

واينک امام حسين خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هايم کجايند که شما ميدان می رويد و امام پاسخ می دهد شهيد شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمويم عباس چه شده که شما ميدان می رويد ؟ و امام پاسخ می دهد : فرزندم ! همين قدر بگويم که غير از من و تو در اين خيمه گاه مردی باقی نمانده و همه شهيد شدند.

اينک امام سجاد با شنيدن اين اخبار تلخ می بيند مولايش غريب وتنهاست . می بيند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابيها ، غريبانه به ميدان می رود .

اينک امام سجاد از عمه اش زينب ، شمشير و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشير و عصا برای چه ؟ شما که بيماريد و امام سجاد می گويد مگر نمی بينی حجت و ولی خدا تنها و بی کس مانده . می خواهم بر عصا تکيه زنم و با شمشير از حجت الهی دفاع نمايم .

اينک حسين ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بيند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نماياند ودر ضمن سخن با آنان می فرمايد « اما ترونه کيف يتلظی عطشا » و دشمن بی رحم با نوک تير جفا برای هميشه علی اصغر را سيراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پرپر می شود .

اینک حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد ، اینک حسین غریب و تنها در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند

اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید .

اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را آبیاری کرده است .

اينک زينب نماز شب را در این شام سیاه ، نشسته می خواند وامام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

اينک حسين هم می رود و امام سجاد و زينب با زنان و کودکان يتيم در شام تلخ غریبان درکنار خيمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ، آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدينه جدش می کند و می گويد : يا جداه يا محمداه هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بتاتک سبايا ...

اين کشته فتاده در هامون حسين توست وين صيد دست وپا زده در خون حسين توست

بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت :

روزی مانند روز حسين فاطمه و پسر پيامبرخدا و زاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسين و يارانش نيامد و اين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خنديدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراييل وميکاييل وجبراييل واسرافيل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونين شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر ورويت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و آنجا که برير بن خضير آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده ودر اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . و آن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، يک پای خود را لب بهشت وپای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام) و سر انجام با خون پيشانی خويش خريداری می کند.در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، احســـاس راحتی می نمايد از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشايد ، می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد. مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. آن جاست که مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اما اين امام سجاد و زينب و کودکان هستند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته و در جوار اجساد قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. اين زينب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است .

تنها اينان، باز مانده آن کبـــوتران خونين بال مهـــاجر نيســـتند و اين ما نيز باز مانده عاشورا و تمام مصيبتهای تاريخ پر فراز و نشـــيب اسلاميم و بايد همچـــون زينب وامام سجاد (عليهما السلام) و فرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم.خود ، حسينی شويم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسينی ، درس بخوانيم و تاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم. انشاءالله.


منابع : نقل از کتاب درسی که حسین به انسانها آموخت // شهید هاشمی نژاد ص447 ، رهبر آزادگان و منابع دیگر //. البته امام حسین ع در صحرای کربلا شهید شد ، نه ریگزارهای عربستان ! ممکن است نویسنده فوق عراق را که یک کشور عربی است بدین رو عربستان نامیده است. // رهبر آزادگان ص67 و فرهنگ عاشورا جواد محدثی// نور دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6 //حسین پیشواى انسانها، م . اكبرزاده // زندگانى امیرالمؤمنین على (ع)، عماد زاده // الامام الحسین ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى // على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسین، ترجمه احمد آرام، ج‏2 // واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى // سلسله سخنرانى 79- 1378، محمد رضا سنگرى

منابع اینترنتی :

http://www.tebyan.net

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511080109

http://www.shia12.org/fa/mghale.asp

قال علي ابن الحسين "عليه السلام" : رحم الله العباس يعني ابن علي ، فلقد آثر و أبلي و فدي بنفسه حتي قطعت يداه فأبدله الله بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة في الجنة كما جعل لجعفر ابن ابي طالب ، و إن للعباس عند الله تبارك و تعالي لمنزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة "خصال شيخ صدوق "



« فرهنگ عاشورا در آفريقا »

بسمه تعالي

عاشورا در مناطق مختلف جهان و در فرهنگ هاي گوناگون همواره داراي مفهوم متفاوتي بوده است . در قاره آفريقاي غير عربي نيز به روز عاشورا به استناد برخي از روايات و سنن به ديده احترام و تقدس نگريسته شده است. بر اساس روايات وارد شده در برخي از كتب سنن و حديث و تاريخ متعلق به اهل سنت، اين روز داراي برجستگي هاي تاريخي بوده و بسياري از حوادث شيرين و مبارك از جمله خلقت جن و انس و ملائكه ، لوح و قلم و زمين و آسمان در اين روز محقق شده است. همچنين نابودي فرعونيان مصر و پيروزي بني اسرائيل و هبوط كشتي حضرت نوح بر جودي و نجات حضرت يونس از شكم ماهي و برخي ديگر از پديده هاي مبارك در اين روز رخ داده است . در بسياري از مناطق آفريقا ،مسلمانان سنت هايي را در اين روز به عنوان يك روز عيد و مبارك بر پا مي دارند. از جمله اين كه در اين روز روزه مي گيرند و با اجتماع در برخي از مساجد به دعا و نيايش و تلاوت يا ختم قران اهتمام مي ورزند و خطباي جمعه در خطبه هاي خود به اهميت و مباركي اين روز اشاره مي نمايند. همچنين در شب اين روز به شادي و سرور و پر خوري مي پردازند. اما در فرهنگ شيعه، اين واژه و اين روز داراي مفهومي متفاوت است و به عنوان روز عزا و مصيبت تلقي مي شود و نه تنها روايات وارده در مباركي اين روز به عنوان روايات جعلي و ساخته و پرداخته بني اميه و بني عباس قلمداد مي شود، بلكه به نام سومين امام شيعيان حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) و قيام خونين آن حضرت و شهادت ياران ايشان رقم خورده است. هر چند در گذشته شيعيان مهاجر به قاره آفريقا به وي‍‍‍‍ژه شيعيان لبناني و خوجه هاي هندي در مناطق محل اقامت خود، همواره اين روز را گرامي مي داشته و در مساجد يا حسينيه ها و مراكز ديني متعلق به خود، مراسم در خور شأني برگزار مي كرده اند، اما در توده هاي مردمي ملت هاي آفريقايي چندان اين سنت راه نيافته و احياء حركت خونبار عاشورا در فرهنگ آنان جايگاهي را به خود اختصاص نداده بوده است . پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و تأسيس و ترويج فرهنگ ناب و زلال عترت در بسياري از مناطق آفريقا و آگاهي مسلمانان رهيافته به فرهنگ غني ولايت و عترت، نسبت به بسياري از واقعيت هاي تاريخي،خوشبختانه به صورت تدريجي، گرامي داشت اين روز غم بار را در برنامه هاي خود وارد نموده و در برخي از مناطق به صورت هيئت هاي عزاداري خارج شده و به زبان هاي محلي آفريقايي و نيز عربي به مديحه سرايي و عزاداري مي پردازند كه نمونه هاي بزرگ آن را مي توان در شهر هاي شيعه نشين نيجريه مانند زاريا و كانو و در شهر دارالسلام از كشور تانزانيا و نيز در شهر آكرا در كشور غنا و برخي از شهر هاي سنگال و كنيا و ساير كشور هاي آفريقايي جستجو نمود. اكنون با صراحت مي توان ادعا نمود كه ديگر برگزاري مراسم عاشورا و زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهادت امام حسين(ع) و ياران آن حضرت در بسياري از كشور هاي آفريقايي صرفا به شيعيان مهاجر اختصاص ندارد و كشور هايي مانند ساحل عاج، نيجر، مالي، بوركينا فاسو، كنگو دموكراتيك، بنين،توگو، كامرون،مالاوي، اوگاندا ،ماداگاسكار، آفريقاي جنوبي،گينه.سودان،سيرالئون و ساير مناطق آفريقا، همه ساله شاهد مراسم ويژه روز عاشورا و گرامي داشت ياد شهداي كربلا توسط شيعيان بومي اين كشور ها هستند. طي سال هاي گذشته گام هاي بلندي به منظور از بين بردن سنت هاي غلط به جاي مانده از عهد بني اميه در بزرگ داشت اين روز به عنوان يك روز عيد ، برداشته شده است كه به عنوان نمونه مي توان به برگزاري سمينار بزرگ عاشورا با عنوان" عاشورا يوم عيد أم يوم حزن" در شهر داكار پايتخت سنگال اشاره نمود كه دو سال پيش برگزار شد و بيش از دو هزار نفر از نخبگان و شيوخ و شخصيت هاي آن كشور و كشور هاي همجوار در آن شركت نمودند، پيش از برگزاري اين مراسم با شكوه، استفتائاتي نيز از شيوخ و علماي بزرگ اين كشور به عمل آمد كه در پاسخ به آن استفتائات ، شيوخ ياد شده نوشته اند كه اين روز روز عزاست و روز شادي و سرور نيست .يك نمونه از استفتئات ياد شده و پاسخ آن به شرح ذيل است:

سماحة‌ العلامة الشيخ الحاج بو محمد كونتا، الخليفة العام للطريقة القادرية في السنغال،

السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته،

أما بعد فإنه نظرا إلي أن اليوم العاشر من شهر المحرم الحرام هو اليوم الذي أستشهد فيه سبط الرسول الأكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) الإمام الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) في السنة 61 الهجرية، و إلي أن المسلمين كلهم يحبون آل الرسول(ص) و يكنون لهم إحتراما خاصا، فهل يجوز للمسلمين أن يحيوه بالأفراح التي نراهم يقومون بها في مثل هذا اليوم في كل سنة، أفيدونا أفادكم الله تعالي.

يوم الخميس 26 رمضان 1427

متن پاسخ استفتاء ياد شده:

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله الذي بنعمته تتم الصالحات والصلاة و السلام علي أشرف خلقه سيدنا محمد بن عبد الله و اله الطاهرين و أصحابه الهداة الميامين.

و بعد:

السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته

إن ليوم عاشوراء من شهر المحرم الحرام من الأهمية ما لا يخفي علي أحد من المسلمين، حيث أنه يمثل أكبر مأساة انسانية عرفها التاريخ البشري، و ذلك لإستشهاد سبط الرسول(ص) سيدنا الحسين بن علي بن ابي طالب.

و علي هذا لا ينبغي أن يكون هذا اليوم يوم فرح و إحتفال، بل يجب علي المسلمين أن يخلدوه بكل ما يستحقه من خشوع و تضرع إلي العلي القدير و صلوات علي رسول الانسانية سيدنا محمد صلي الله عليه و آله و صحبه و سلم.

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته

الحاج مام بو محمد كنت

AL HAJJ MAME BOU MOHAMMAD KOUNTA



منبع: سايت شيعه نت:

http://www.shia12.org




+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آذر1389ساعت 20:39  توسط حسین علوی پیام  | 

ماه رجب

ماه رجب ماه عبادت و نيايش و از ماه های مبارک است . در اين ماه ، ميلاد با سعادت امامان بزرگ مسلمانان ، حضرت امام محمد باقر ، امام محمد تقی ، حضرت علی ( عليهم السلام ) و عيد مبعث پيامبر گران قدر اسلام ( صلی الله عليه و آله و سلم ) واقع شده است .در اين ماه  بسياری از خدا جويان به ويژه جوانان پاک سرشت در ايام البيض يعنی روز های سيزده هم تا پانزدهم اين ماه در مساجد جامع به اعتکاف می پردازند و ضمن روزه داری و نيايش به درگاه حضرت احديت، زاد و توشه ای برای جهان پس از مرگ خويشتن فراهم می آورند و در اين سه روز ، از دنيا و تعلقات آن فاصله می گيرند . چنانچه نگاهی به متن احاديث و روايات در باره اين ماه بياندازيم و دست کم به کتب ادعيه از جمله کتاب با ارزش مفاتيح الجنان مراجعه کنيم، مشاهده می کنيم برای اين ماه برنامه های ويژه ای در نظر گرفته شده است . دعا های رسيده از پيشوايان ما در اين ماه صفحه تازه ای را به روی ما برای تقرب به خدا گشوده اند و جان های تشنه ما را به سوی چشمه های زلال معارف رهنمون گرديده اند . از جمله عبادات در اين ماه ، روزه است که در برخی از ايام اين ماه بيشتر بدان سفارش شده است . همچنين ذکر گفتن و به ياد خدا بودن از عبادت های ديگر در اين ماه است . در روايتی وارد شده است که هر کس در اين ماه هزار مرتبه ذکر  شريف ( لا اله الاّ الله ) را بگويد ؛ خداوند از برای او يکصد هزار حنسنه در نامه اعمال وی ثبت می فرمايد و يکصد شهر در بهشت برای او بنا می کند . پس اگر خداوند توفيق برخی از اين عبادت ها را در اين ماه به ما داد ، بايد تلاش کنيم تا ثواب به دست آورده را با گناهان ديگر نابود نکنيم و در حفظ دست آورد های اين ماه و دو ماه آينده يعنی ماه های شعبان و رمضان بکوشيم . ان شاء الله

اعمال ماه مبارک رجب

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 خرداد1389ساعت 21:54  توسط حسین علوی پیام  | 

ایام غمبار فاطمیه و سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا دخت رسول خدا(ص) بر امام عصر(عجل الله فرجه) و همه دوستداران خاندان ولایت و امامت تسلیت باد

غضب حضرت فاطمه (س) غضب خدا و پیامبر او :

در همه منابع مهم روایی شیعه و در بسیاری از صحاح و مسانید معتبر اهل سنت از جمله کتب : صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، صحیح ابو داود ، مسند احمد ابن حنبل ،صحیح ترمذی ، کنز العمال ، حلیة الاولیاء ، مستدرک الصحیحین ، و چند کتاب معتبر دیگر از اهل سنت ، روایتی با تعابیر مختلف ، اما مفهوم نزدیک به هم از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که :  « فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را غضب ناک کند مرا غضب ناک کرده است . » و  نیز با تعبیر دیگری آمده است : « فاطمه پاره تن من است  . خوشحال میکند مرا آنچه او را خوشحال می کند .» و نیز  «  همانا فاطمه پاره تن من است و هر چه باعث اذیت و آزار او شود ؛ باعث آزار من استو نیز خطاب به حضرت فاطمه فرموده است : « به درستی که خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می کند و به خاطر رضایت و خوشنودی تو خوشنود می شود

مرحوم آیة الله سید مرتضی فیروز آبادی در صفحه ۱۸۷ از جلد سوم  کتاب « فضائل الخمسة من الصحاح الستة‌» که روایات فضایل و مناقب اهل بیت عصمت و طهارت  ( علیهم السلام ) را از کتب حدیث اهل سنت ، در آن کتاب ارزشمند ، گرد آوری نموده است  ؛ می گوید : شگفت آور است که این روایات تصریح دارد که غضب حضرت فاطمه ، باعث غضب خدا و پیامبر خدا می شود و در عین حال بخاری در صحیح خود که به مثابه نهج البلاغه شیعه پس از قران است ؛ در کتاب خمس از صحیح بخاری ، آورده است که فاطمه دختر پیامبر خدا ( علیها السلام ) نسبت به ابی بکر غضب نمود و از او کناره گیری کرد و دوری فاطمه تا زمان وفات آن حضرت ادامه داشت . و همچنین بخاری در باب غزوه خیبر روایت کرده است ؛ که فاطمه بر ابی بکر خشمناک شد و از وی دوری کرد و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . و نیز در کتاب فرایض از صحیح بخاری ، روایت کرده است که : فاطمه ( علیها السلام ) از ابا بکر دوری نمود و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . همچنین در صحیح مسلم و ترمذی نیز اقوالی به این مضمون وارد شده است .همچنین در کتاب السیاسة و الامامة ابن قتیبه ص ۱۴ ضمن نقل حدیث مفصلی از ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا ( علیها السلام ) در خانه امیر المؤمنین ( علیه السلام )  پس از  نقل حدیث از حضرت فاطمه ( س ) و اعتراف عمر و ابو بکر مبنی بر اینکه آن حدیث را از پیامبر خدا شنیده اند ؛ نقل میکند که : حضرت فاطمه خطاب به آن دو نفر فرمودند : پس من ، خداوند و فرشتگان خدا را به شهادت می طلبم که شما دو نفر مرا خشمناک نمودید و مرا خوشنود نکردید و اگر پیامبر خدا را ملاقات کنم شکایت شما را نزد آن حضرت می برم . پس ابوبکر گفت : پناه می برم به خدا از غضب او و غضب تو ای فاطمه ... و فاطمه می فرمود: به خدا پس از هر نمازی که می خوانم بر تو نفرین می فرستم . 

 فابل ذکر است که  مخفی بودن قبر حضرت فاطمه (س ) دلیل و سند معتبری است بر این که آن حضرت از خلیفه وقت راضی نبوده و مورد اذیت و آزار وی قرار گرفته است .

 و اما اهل سنت این واقعیت را پذیرفته اند ولی مانند بسیاری از حقایق دیگر ، به ابزار توجیه و مغالطه روی آورده اند و می گویند در صورتی غضب فاطمه غضب خدا و رسول اوست که غضب وی بر حق باشد اما غضب فاطمه برحق نبوده و برای دریافت ارث خود بوده است در حالی که بنا بر حدیث نقل شده از رسول خدا (ص ) ، ارث به وی تعلق نمی گرفته است . این توجیه بی اساس در جای خود پاسخ داده شده است و اجمال آن اینکه : اولا  حدیث های یاد  شده مطلق است و قید حق یا باطل ، ندارد و ثانیا حدیث عدم ارث گذاشتن پیامبران ، جعلی است و ناقل آن برای اولین بار فقط ابوبکر ابن ابی قحافه بوده است و علاوه بر این  حدیث یاد شده با آیات شریفه قرآن کریم در باب ارث تعارض دارد . و ثالثا حضرت  فاطمه با آن همه فضایل که حتی کتب معتبر اهل سنت نیز نتوانسته اند از آن ها چشم پوشی کنند ؛ چگونه ممکن است از روی باطل  چیزی را درخواست  کند که حق او نیست ؟

منبع: شیعه نت

http://shia12.org/fa/default.asp

+ نوشته شده در  جمعه 24 اردیبهشت1389ساعت 19:9  توسط حسین علوی پیام  | 
  أمیر المؤمنین أراک أما* ذکرتک عند ذی حسب صغی لی* و إن کررت ذکرک عند نغل* تکدر صفوه و بغی قتالی* فإن شککت فی أصل مرء* ذکرتک بالجمیل من الخصال* فها أنا ذا قد خبرت بک البرایا * فأنت محک أولاد الحلال