|
« فرهنگ عاشورا در آفريقا »
بسمه تعالي عاشورا در مناطق مختلف جهان و در فرهنگ هاي گوناگون همواره داراي مفهوم متفاوتي بوده است . در قاره آفريقاي غير عربي نيز به روز عاشورا به استناد برخي از روايات و سنن به ديده احترام و تقدس نگريسته شده است. بر اساس روايات وارد شده در برخي از كتب سنن و حديث و تاريخ متعلق به اهل سنت، اين روز داراي برجستگي هاي تاريخي بوده و بسياري از حوادث شيرين و مبارك از جمله خلقت جن و انس و ملائكه ، لوح و قلم و زمين و آسمان در اين روز محقق شده است. همچنين نابودي فرعونيان مصر و پيروزي بني اسرائيل و هبوط كشتي حضرت نوح بر جودي و نجات حضرت يونس از شكم ماهي و برخي ديگر از پديده هاي مبارك در اين روز رخ داده است . در بسياري از مناطق آفريقا ،مسلمانان سنت هايي را در اين روز به عنوان يك روز عيد و مبارك بر پا مي دارند. از جمله اين كه در اين روز روزه مي گيرند و با اجتماع در برخي از مساجد به دعا و نيايش و تلاوت يا ختم قران اهتمام مي ورزند و خطباي جمعه در خطبه هاي خود به اهميت و مباركي اين روز اشاره مي نمايند. همچنين در شب اين روز به شادي و سرور و پر خوري مي پردازند. اما در فرهنگ شيعه، اين واژه و اين روز داراي مفهومي متفاوت است و به عنوان روز عزا و مصيبت تلقي مي شود و نه تنها روايات وارده در مباركي اين روز به عنوان روايات جعلي و ساخته و پرداخته بني اميه و بني عباس قلمداد مي شود، بلكه به نام سومين امام شيعيان حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) و قيام خونين آن حضرت و شهادت ياران ايشان رقم خورده است. هر چند در گذشته شيعيان مهاجر به قاره آفريقا به ويژه شيعيان لبناني و خوجه هاي هندي در مناطق محل اقامت خود، همواره اين روز را گرامي مي داشته و در مساجد يا حسينيه ها و مراكز ديني متعلق به خود، مراسم در خور شأني برگزار مي كرده اند، اما در توده هاي مردمي ملت هاي آفريقايي چندان اين سنت راه نيافته و احياء حركت خونبار عاشورا در فرهنگ آنان جايگاهي را به خود اختصاص نداده بوده است . پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و تأسيس و ترويج فرهنگ ناب و زلال عترت در بسياري از مناطق آفريقا و آگاهي مسلمانان رهيافته به فرهنگ غني ولايت و عترت، نسبت به بسياري از واقعيت هاي تاريخي،خوشبختانه به صورت تدريجي، گرامي داشت اين روز غم بار را در برنامه هاي خود وارد نموده و در برخي از مناطق به صورت هيئت هاي عزاداري خارج شده و به زبان هاي محلي آفريقايي و نيز عربي به مديحه سرايي و عزاداري مي پردازند كه نمونه هاي بزرگ آن را مي توان در شهر هاي شيعه نشين نيجريه مانند زاريا و كانو و در شهر دارالسلام از كشور تانزانيا و نيز در شهر آكرا در كشور غنا و برخي از شهر هاي سنگال و كنيا و ساير كشور هاي آفريقايي جستجو نمود. اكنون با صراحت مي توان ادعا نمود كه ديگر برگزاري مراسم عاشورا و زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهادت امام حسين(ع) و ياران آن حضرت در بسياري از كشور هاي آفريقايي صرفا به شيعيان مهاجر اختصاص ندارد و كشور هايي مانند ساحل عاج، نيجر، مالي، بوركينا فاسو، كنگو دموكراتيك، بنين،توگو، كامرون،مالاوي، اوگاندا ،ماداگاسكار، آفريقاي جنوبي،گينه كوناكري و گينه بيسائو،سودان،سيرالئون، رواندا و بروندي،كومور،زنگبار، و ساير مناطق آفريقا، همه ساله شاهد مراسم ويژه روز عاشورا و گرامي داشت ياد شهداي كربلا توسط شيعيان بومي اين كشور ها هستند. طي سال هاي گذشته گام هاي بلندي به منظور از بين بردن سنت هاي غلط به جاي مانده از عهد بني اميه در بزرگ داشت اين روز به عنوان يك روز عيد ، برداشته شده است كه به عنوان نمونه مي توان به برگزاري سمينار بزرگ عاشورا با عنوان" عاشورا يوم عيد أم يوم حزن" در شهر داكار پايتخت سنگال اشاره نمود كه چند سال پيش برگزار شد و بيش از دو هزار نفر از نخبگان و شيوخ و شخصيت هاي آن كشور و كشور هاي همجوار در آن شركت نمودند، پيش از برگزاري اين مراسم با شكوه، استفتائاتي نيز از شيوخ و علماي بزرگ اين كشور به عمل آمد كه در پاسخ به آن استفتائات ، شيوخ ياد شده نوشته اند كه اين روز روز عزاست و روز شادي و سرور نيست .يك نمونه از استفتئات ياد شده و پاسخ آن به شرح ذيل است: سماحة العلامة الشيخ الحاج بو محمد كونتا، الخليفة العام للطريقة القادرية في السنغال، السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته، أما بعد فإنه نظرا إلي أن اليوم العاشر من شهر المحرم الحرام هو اليوم الذي أستشهد فيه سبط الرسول الأكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) الإمام الحسين بن علي بن أبي طالب (ع) في السنة 61 الهجرية، و إلي أن المسلمين كلهم يحبون آل الرسول(ص) و يكنون لهم إحتراما خاصا، فهل يجوز للمسلمين أن يحيوه بالأفراح التي نراهم يقومون بها في مثل هذا اليوم في كل سنة، أفيدونا أفادكم الله تعالي. يوم الخميس 26 رمضان 1427
متن پاسخ استفتاء ياد شده: بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي بنعمته تتم الصالحات والصلاة و السلام علي أشرف خلقه سيدنا محمد بن عبد الله و اله الطاهرين و أصحابه الهداة الميامين. و بعد: السلام عليكم و رحمة الله تعالي و بركاته إن ليوم عاشوراء من شهر المحرم الحرام من الأهمية ما لا يخفي علي أحد من المسلمين، حيث أنه يمثل أكبر مأساة انسانية عرفها التاريخ البشري، و ذلك لإستشهاد سبط الرسول(ص) سيدنا الحسين بن علي بن ابي طالب. و علي هذا لا ينبغي أن يكون هذا اليوم يوم فرح و إحتفال، بل يجب علي المسلمين أن يخلدوه بكل ما يستحقه من خشوع و تضرع إلي العلي القدير و صلوات علي رسول الانسانية سيدنا محمد صلي الله عليه و آله و صحبه و سلم. السلام عليكم و رحمة الله و بركاته الحاج مام بو محمد كنت AL HAJJ MAME BOU MOHAMMAD KOUNTA
گفتني است شيعيان نيجريه همه ساله با جمعيت هاي ميليوني در روز عاشورا روانه خيابان ها شده و در دسته هاي عزاداري ياد و نام شهيدان كربلا را گرامي مي دارند. موضوع تبديل ديدگاه عموم مسلمانان در باره روز عاشورا به برنامه ريزي و زمان و درايت نيازمند است. اين جانب به ياد دارم در محرم سال 1420 (بهار سال 1378)كه در كشور آفريقايي نيجر اقامت داشتم،پس از آن كه دولت اين كشور روز عاشورا را بنا به ديدگاه اهل سنت نسبت به آن روز تعطيل اعلام نمود، مراسم با شكوهي را با همكاري آقاي دكتر مجيد گودرزي مدير وقت كلينيك هلال احمر، در معهد فرانكو عرب و حوزه رسول اكرم(ص) در نيامي با حضور گروه هاي مختلف از جمله تعدادي از شخصيت هاي اسلامي برگزار نموديم كه در آن مجلس خانم هدي نوح رييس اتحاد زنان مسلمان نيجر و نيز علامه شيخ عمر اسماعيل مفتي اين كشور در باره شخصيت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) سخنراني كردند و با همكاري مرحوم مهندس حاج ثاني آدم از مديران كل وزارت كشاورزي اين كشور و با عنايت و تلاش مرحوم شيخ ابراهيم علي مدير برنامه هاي ديني راديو و تلويزيون نيجر كه خود نيز شخصا در اين مراسم شركت كرد،بيش از يك ربع از مراسم ياد شده در برنامه ديني تلويزيون سراسري و نيز يك ساعت از آن در راديو نيجر و راديو محلي تنره پخش شد و روزنامه ساحل، ارگان حزب حاكم نيز ضمن چاپ تصويري از اين مراسم، گزارشي از مراسم و فلسفه عزاداري در روز عاشورا به چاپ رسانيد و در بخشي از آن ضمن تحليل در باره غلبه مصيبت بر شادي در صورت تلاقي آن دو در يك روز،آورد:" آيا شادي نابودي فرعونيان و پيروزي بني اسراييل بر فرعون مي تواند غبار غمي را كه بر اثر قتل عام آل پيامبر اسلام بر دل ها نشسته است، بزدايد؟"
به اميد
روزي كه همه ما بنا به امر امام هشتم علي بن موسي الرضا(عليه
السلام) بتوانيم علوم و محاسن كلام اهل بيت(ع) را به
مردم بياموزيم تا عموم مردم و مسلمانان با شنيدن و ديدن
درياهاي علوم آنان، از آن نور هاي پاك تبعيت كنند و از چشمه
هاي جوشان و زلال معارف آنان سيراب شوند
منبع سايت شيعه نت: http://www.shia12.net/fa/ashoora.asp
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:38  توسط حسین علوی پیام
|
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:34  توسط حسین علوی پیام
|
بسمه تعالی بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد . نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم . مهاتما
گاندی ( رهبر استقلال هند ) : . زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما ميتوانيم توطئههاي دشمنان را خنثي كنيم .
مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .
بهترين راه
برگزاري عاشورا اين است كه ما نقش امام حسين(ع) را بشناسيم و فلسفه
شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببينيم . ما بايد در روز عاشورا پيمان
ببنديم كه طبق اصول راستي ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادري و تميز حق از
باطل ، زندگي خود را اداره كنيم . كاپیتان هانیبلت :آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مىزد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغهاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمىبیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مىشد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند. جرح جرداق (مسیحى):فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مىكرد، یاران یزید مىگفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مىدهى تا او را بكشیم» اما انصار امام حسین (ع) به او مىگفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مىمیریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مىخواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2) ونستان (امریكایى):تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانهاى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیامهایش پیروى گردند، كعبهاى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3) ماربین (آلمانى): امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمىتوان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مىگفت: من در راه حق و حقیقت كشته مىشوم و دست به ناحق نخواهم داد.(5) علامه علائلى، (نویسنده مصرى):تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كردهاند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6) دكتر طه حسین (مصرى):ابن زیاد چنان مى پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خونهاى ریخته شده و شكنجه هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى خواست نتیجه به بار آورد.(7) ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى نویسد :سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایهاى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد . امام خمینی (قدس سره الشریف): روز مبارک سوم
شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از
مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش
مکتب را زنده کرد، مکتبی که میرفت با کج رویهای تفالی جاهلیت و
برنامههای حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحی
نزل» محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد
و اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره
وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی
مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری
بینظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی را به وجود آورد،کاخ ستمگران
را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از کتاب پیام امام
خمینی، مورخ 26/3/59 استاد محمدرضا حكيمي: و عاشورا يك «ايست
بزرگ» است، در برابر سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين
سقوط ها و انحطاط ها، اين الحادها و ضلالت
ها، اين ستمها و بيدادها، در
برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در
برابر پذيرش ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.
حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است. شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب: راه حسين، راه دل است. هر چيزي را بهاري است و بهار عزاي حسين عشر عاشوراست. اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . راه حسين راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسي با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قيمتش كم ميشود، مگر قلب كه قيمتش علاوه ميگردد. «بخشي از كتاب سيدالشهدا»
حسين فرزند پيغمبر
است، او ايمان خود را به تعليمات پيغمبر نشان ميدهد. پيغمبر جلوه ميكند،
پيغمبر متجلي ميشود،در وجود حسين ديده ميشود. چطور روح بشر، اين
مقدار شكست ناپذير ميشود؟ شهيد آيت الله سيد محمد حسين بهشتي: دوستان حسين،
هواداران حسين، شيفتگان حسين،پيروان مكتب توحيد و يكتاپرستي بايد
بدانند، مبارزه در زندگي امري است اجتنابناپذير، از كسالت و كاهلي و
از گوشهنشيني بيرون بيايند. بدانند تا بشري در دنيا زندگي ميكند بايد
همواره مبارزه داشته باشد، شيرين ترین مبارزات، مبارزه له حق و عليه باطل
است، مبارزه براي زنده نگهداشتن فكر حق، مبارزه براي اجراي قانون حق «گفتار
عاشورا ، ص 54» بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت : اينک حسين عزيز فاطمه در گوشه ميدان ايستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به ياری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، در بیابان کربلا ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اینک مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر و رويت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد ؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند. اینک برير بن خضير ، آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده و در اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . اینک قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد . اينک طبل جنگی نابرابر بين سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسين ، پسر پيامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخيمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم ديوان زمان قرار می گيرد. اينک فرياد العطش زنان و کودکانی در اين صحرای خونین به گوش مي رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است . اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت اين کوفيان يزيدی تا اين اندازه روی فرعونيان را سفيد کنند و در کشتن فرزند پيامبرشان گوی سبقت بربايند ؛ يک پای خود را لب بهشت و پای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند و با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام ) حضور می یابد و حسين که کريم فرزند کريم است او را با آغوش باز استقبال می کند و سر انجام با خون پيشانی خويش بهشت را خريداری می کند . در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشايد و می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد . مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ . اينک عباس دلاور به جای رفتن به ميدان ، مشک در دست روانه فرات گرديده تا به وعده خود ، جامه عمل بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب را سيراب نمايد . اينک حسين با چشم خود می بيند سرو بلند باغ ولايت و درخت تنومند اميد و آرزويش يعنی عباس با وفايش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمين افتاده و برادر را به فرياد می طلبد. اينک امام حسين می بيند باغ و بستان کربلاييها خزانی زود رس نموده و گل های بنی هاشم پر پر گرديده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما " اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و اين حسين غريب است که در ميان خيل دشمن قرار دارد. اينک او برای وداع آخر به ميان اهل حرم آمده و صدا می زند ( يا زينب يا ام کلثوم يا سکينه عليکن منی السلام. ) امام به خيمه حجت پس از خود يعنی امام سجاد می آيد تا با بيمار کربلا نيز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد و امام حسين می فرمايد فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به ميدان دارد و امام سجاد می پرسد مگر ياران شما کجايند که شما به ميدان مي رويد ؟ مگر حبيب بن مظاهر کجاست مگر زهير و برير و مسلم بن عوسجه کجاست و مگر ... واينک امام حسين خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هايم کجايند که شما ميدان می رويد و امام پاسخ می دهد شهيد شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمويم عباس چه شده که شما ميدان می رويد ؟ و امام پاسخ می دهد : فرزندم ! همين قدر بگويم که غير از من و تو در اين خيمه گاه مردی باقی نمانده و همه شهيد شدند. اينک امام سجاد با شنيدن اين اخبار تلخ می بيند مولايش غريب وتنهاست . می بيند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابيها ، غريبانه به ميدان می رود . اينک امام سجاد از عمه اش زينب ، شمشير و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشير و عصا برای چه ؟ شما که بيماريد و امام سجاد می گويد مگر نمی بينی حجت و ولی خدا تنها و بی کس مانده . می خواهم بر عصا تکيه زنم و با شمشير از حجت الهی دفاع نمايم . اينک حسين ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بيند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نماياند ودر ضمن سخن با آنان می فرمايد « اما ترونه کيف يتلظی عطشا » و دشمن بی رحم با نوک تير جفا برای هميشه علی اصغر را سيراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پرپر می شود . اینک حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد ، اینک حسین غریب و تنها در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید . اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را آبیاری کرده است . اينک زينب نماز شب را در این شام سیاه ، نشسته می خواند وامام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است . اينک حسين هم می رود و امام سجاد و زينب با زنان و کودکان يتيم در شام تلخ غریبان درکنار خيمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ، آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدينه جدش می کند و می گويد : يا جداه يا محمداه هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بتاتک سبايا ... اين کشته فتاده در هامون حسين توست وين صيد دست وپا زده در خون حسين توست بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت : روزی مانند روز حسين فاطمه و پسر پيامبرخدا و زاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسين و يارانش نيامد و اين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خنديدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراييل وميکاييل وجبراييل واسرافيل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونين شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر ورويت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و آنجا که برير بن خضير آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده ودر اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . و آن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، يک پای خود را لب بهشت وپای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام) و سر انجام با خون پيشانی خويش خريداری می کند.در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، احســـاس راحتی می نمايد از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشايد ، می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد. مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. آن جاست که مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اما اين امام سجاد و زينب و کودکان هستند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته و در جوار اجساد قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. اين زينب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است . تنها اينان، باز مانده آن کبـــوتران خونين بال مهـــاجر نيســـتند و اين ما نيز باز مانده عاشورا و تمام مصيبتهای تاريخ پر فراز و نشـــيب اسلاميم و بايد همچـــون زينب وامام سجاد (عليهما السلام) و فرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم.خود ، حسينی شويم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسينی ، درس بخوانيم و تاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم. انشاءالله.
منابع اینترنتی :
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1390ساعت 20:32  توسط حسین علوی پیام
|
"خطبه شعبانيه پيامبر اكرم(ص)" پيامبر خدا(ص) در روز جمعه آخر ماه شعبان كه در آستانه ورود به ماه رمضان بودند، خطبه اي درباره ويژگي ها و بركات ماه مبارك رمضان ايراد نمودند. اين خطبه از سوي امام هشتم علي بن موسي الرضا(عليه السلام) به شرح ذيل روايت شده است: عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ. اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است. هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ. ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت. فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَارْحَمُواصِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ. پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد. به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد. وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ. زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد. وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْفَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ. در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند. أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ. اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد. أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت. برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد. أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ. اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند. هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند. وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ. هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد. وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ. هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند. وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد. أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُفَتِّحَهَا عَلَيْكُمْ وَالشَّيَاطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُسَلِّطَهَا عَلَيْكُمْ. اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد. و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد. قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ. علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است. (وسائل الشيعة ج 10 /ص 314) فَعَنِ الصّادِقِ عليه السلام : اَنَّهُ مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِامام صادق عليه السلام فرمود: هر كه در ماه رمضان آمرزيده نشودرَمَضانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ تا سال آينده آمرزيده نشود مگر آنكه در عرفات حاضر شود بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شكستگى و مذلّت مانند بنده اى كه از آقاى خود ترسد و ترسان باشيد از عذاب خدا و اميدوار باشيد رحمت او را و بايد پاك باشد اى روزه دار دل تو از عيبها و باطن تو از حيله ها و مكرها و پاكيزه باشد بدن تو از كثافتها و بيزارى بجوى به سوى خدا از آنچه غير اوست و در روزه ولايت خود را خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى كرده است تو را از آن در آشكارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسيدن او است در پنهان و آشكار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ايّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و ياد او و بدن خود را به كارفرمائى در آنچه خدا تو را امر كرده است به آن و خوانده است به سوى آن اگر همه اينها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت كرده اى و آنچه كم كنى از آنها كه بيان كردم از براى تو به قدر آن از روزه تو كم مى شود از فضل آن و ثواب آن . به درستى كه پدرم گفت : رسول خدا (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) شنيد كه زنى در روز روزه اى جاريه خود را دشنام داد . حضرت طعامى طلبيد . آن زن را گفت بخور زن . زن گفت من روزه ام . فرمود : چگونه روزه اى كه جاريه خود را دشنام دادى . روزه فقط همین نخوردن و نیاشاميدن تنها نيست . به درستى كه حق تعالى روزه را حجابى گردانيده است از ساير امور قبيحه . از كردار بد و گفتار بد . چه بسيار كمند روزه داران و چه بسيارند گرسنگى كشندگان و حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرمود كه چه بسيار روزه دارى كه بهره اى نيست او را از روزه به غير از تشنگى و گرسنگى و چه بسيار عبادت كننده اى كه نيست او را بهره اى از عبادت به غير تَعَب . اى خوشا خواب زيركان كه بهتر از بيدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار كردن زيركان كه بهتر از روزه داشتن بى خردان است . و روايت شده از جابربن يزيد از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) كه حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) به جابر بن عبدالله فرمود : اى جابر اين ماه رمضان است ، هر كه روزه بدارد روز آن را و بايستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارد از حرام شكم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را ، بيرون رود از گناهان خود مثل بيرون رفتن او از ماه . جابر گفت يا رسول اللّه چه نيكو است اين حديث كه فرمودى ، فرمود : اى جابر چقدر سخت است اين شرطهايى كه نمودم و بالجمله اعمال اين ماه شريف در دو مطلب و يك خاتمه ذكر مى شود.
+ نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد1390ساعت 23:50  توسط حسین علوی پیام
|
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
منبع: سايت شيعه نت:
بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد . نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم . مهاتما گاندی ( رهبر استقلال
هند ) : . زندگاني مبارك حضرت امام حسين (ع)براي ما راه هدايت است . با پيروي از اين راه، ما ميتوانيم توطئههاي دشمنان را خنثي كنيم .
مسلمانان فلسطين ، كشمير و بوسني بايد بر سيره امام حسين (ع) عمل كنند .
بهترين راه برگزاري عاشورا اين است كه
ما نقش امام حسين(ع) را بشناسيم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببينيم . ما
بايد در روز عاشورا پيمان ببنديم كه طبق اصول راستي ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادري
و تميز حق از باطل ، زندگي خود را اداره كنيم . كاپیتان هانیبلت :آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مىزد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغهاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمىبیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مىشد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند. جرح جرداق (مسیحى):فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مىكرد، یاران یزید مىگفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مىدهى تا او را بكشیم» اما انصار امام حسین (ع) به او مىگفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مىمیریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مىخواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2) ونستان (امریكایى):تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانهاى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیامهایش پیروى گردند، كعبهاى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3) ماربین (آلمانى): امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمىتوان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مىگفت: من در راه حق و حقیقت كشته مىشوم و دست به ناحق نخواهم داد.(5) علامه علائلى، (نویسنده مصرى):تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كردهاند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6) دكتر طه حسین (مصرى):ابن زیاد چنان مى پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خونهاى ریخته شده و شكنجه هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى خواست نتیجه به بار آورد.(7) ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى نویسد :سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایهاى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد . امام خمینی (قدس سره الشریف): روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز
پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از مکتب الهی، روز تولد بزرگ
پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که میرفت با کج
رویهای تفالی جاهلیت و برنامههای حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر
جاء و لاحی نزل» محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و
اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره وحی الهی تغذیه
و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه
طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بینظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی
را به وجود آورد،کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از
کتاب پیام امام خمینی، مورخ 26/3/59 استاد محمدرضا حكيمي: و عاشورا يك «ايست بزرگ» است، در برابر
سيل بنيانكن جاهليت در عصر تمدن، در برابر اين سقوط ها و انحطاط
ها، اين الحادها و ضلالت ها، اين ستمها و بيدادها،
در برابر اين بشريت فرو رفته در تباهي، و اين روزگار سراسر سياهي ، در برابر پذيرش
ذلت و بندگي و وداع با عزت و آزادگي.
حضرت امام حسين عليه السّلام بزرگ ترين شهيد دين در تاريخ است. شهيد آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب: راه حسين، راه دل است. هر چيزي را بهاري است و بهار عزاي حسين عشر عاشوراست. اسم حسين و قبر حسين موجب شكستن دل است . راه حسين راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسي با دل متوجه حسين شود مصائب و حالاتش را به خصوص در اين ايام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قيمتش كم ميشود، مگر قلب كه قيمتش علاوه ميگردد. «بخشي از كتاب سيدالشهدا»
حسين فرزند پيغمبر است، او ايمان خود
را به تعليمات پيغمبر نشان ميدهد. پيغمبر جلوه ميكند، پيغمبر متجلي ميشود،در
وجود حسين ديده ميشود. چطور روح بشر، اين مقدار شكست ناپذير ميشود؟ شهيد آيت الله سيد محمد حسين بهشتي: دوستان حسين، هواداران حسين، شيفتگان
حسين،پيروان مكتب توحيد و يكتاپرستي بايد بدانند، مبارزه در زندگي امري است
اجتنابناپذير، از كسالت و كاهلي و از گوشهنشيني بيرون بيايند. بدانند تا بشري در
دنيا زندگي ميكند بايد همواره مبارزه داشته باشد، شيرين
ترین مبارزات، مبارزه له حق و عليه باطل است، مبارزه براي زنده نگهداشتن فكر
حق، مبارزه براي اجراي قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54» بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت : اينک حسين عزيز فاطمه در گوشه ميدان ايستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به ياری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، در بیابان کربلا ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اینک مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر و رويت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد ؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند. اینک برير بن خضير ، آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده و در اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . اینک قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد . اينک طبل جنگی نابرابر بين سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسين ، پسر پيامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخيمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم ديوان زمان قرار می گيرد. اينک فرياد العطش زنان و کودکانی در اين صحرای خونین به گوش مي رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است . اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت اين کوفيان يزيدی تا اين اندازه روی فرعونيان را سفيد کنند و در کشتن فرزند پيامبرشان گوی سبقت بربايند ؛ يک پای خود را لب بهشت و پای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند و با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام ) حضور می یابد و حسين که کريم فرزند کريم است او را با آغوش باز استقبال می کند و سر انجام با خون پيشانی خويش بهشت را خريداری می کند . در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشايد و می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد . مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ . اينک عباس دلاور به جای رفتن به ميدان ، مشک در دست روانه فرات گرديده تا به وعده خود ، جامه عمل بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب را سيراب نمايد . اينک حسين با چشم خود می بيند سرو بلند باغ ولايت و درخت تنومند اميد و آرزويش يعنی عباس با وفايش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمين افتاده و برادر را به فرياد می طلبد. اينک امام حسين می بيند باغ و بستان کربلاييها خزانی زود رس نموده و گل های بنی هاشم پر پر گرديده و مرغ جان بهشتيان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما " اينک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و اين حسين غريب است که در ميان خيل دشمن قرار دارد. اينک او برای وداع آخر به ميان اهل حرم آمده و صدا می زند ( يا زينب يا ام کلثوم يا سکينه عليکن منی السلام. ) امام به خيمه حجت پس از خود يعنی امام سجاد می آيد تا با بيمار کربلا نيز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد و امام حسين می فرمايد فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به ميدان دارد و امام سجاد می پرسد مگر ياران شما کجايند که شما به ميدان مي رويد ؟ مگر حبيب بن مظاهر کجاست مگر زهير و برير و مسلم بن عوسجه کجاست و مگر ... واينک امام حسين خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هايم کجايند که شما ميدان می رويد و امام پاسخ می دهد شهيد شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمويم عباس چه شده که شما ميدان می رويد ؟ و امام پاسخ می دهد : فرزندم ! همين قدر بگويم که غير از من و تو در اين خيمه گاه مردی باقی نمانده و همه شهيد شدند. اينک امام سجاد با شنيدن اين اخبار تلخ می بيند مولايش غريب وتنهاست . می بيند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابيها ، غريبانه به ميدان می رود . اينک امام سجاد از عمه اش زينب ، شمشير و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشير و عصا برای چه ؟ شما که بيماريد و امام سجاد می گويد مگر نمی بينی حجت و ولی خدا تنها و بی کس مانده . می خواهم بر عصا تکيه زنم و با شمشير از حجت الهی دفاع نمايم . اينک حسين ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بيند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نماياند ودر ضمن سخن با آنان می فرمايد « اما ترونه کيف يتلظی عطشا » و دشمن بی رحم با نوک تير جفا برای هميشه علی اصغر را سيراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پرپر می شود . اینک حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد ، اینک حسین غریب و تنها در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید . اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را آبیاری کرده است . اينک زينب نماز شب را در این شام سیاه ، نشسته می خواند وامام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است . اينک حسين هم می رود و امام سجاد و زينب با زنان و کودکان يتيم در شام تلخ غریبان درکنار خيمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ، آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدينه جدش می کند و می گويد : يا جداه يا محمداه هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بتاتک سبايا ... اين کشته فتاده در هامون حسين توست وين صيد دست وپا زده در خون حسين توست بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت : روزی مانند روز حسين فاطمه و پسر پيامبرخدا و زاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسين و يارانش نيامد و اين سپاه عشاق بودند که متهورانه به پيشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خنديدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراييل وميکاييل وجبراييل واسرافيل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونين شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبيب بن مظاهر به دنبال وی گويا در دل و زبان حال به مسلم می گويد تو را ديگر نيازی به حنا نيست و آخرين حنای تو در کربلای حسين ، سر ورويت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسين فوران می نمايد؛ رنگ آن حنا تا روز قيامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و آنجا که برير بن خضير آن پير مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هيچ گاه در عمرش نکرده ودر اين باره می گويد : اين نيست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . و آن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــيرين تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــين خويـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، يک پای خود را لب بهشت وپای ديگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بيند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پيشگاه حسين (عليه السلام) و سر انجام با خون پيشانی خويش خريداری می کند.در گوشه ميدان جنگ خون سر و پيشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمين افتاده ، احســـاس راحتی می نمايد از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشايد ، می بيند ســـر در دامان ولايت دارد. آن جاست که امام حســـين (عليه السلام ) مدال جاويدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پيشانی خونين حر می بندد. مدالی که تا روز قيامت بر پيشانی آن شهيد آزاده می درخشد. آن جاست که مرد و زن و کودک و سياه و سفيد ، بزرگترين حماسه جاويدان تاريخ را رقم زدند. اما اين امام سجاد و زينب و کودکان هستند که در شام تلخ غريبان در کنار خيمه های سوخته و در جوار اجساد قطعه قطعه شهيدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. اين زينب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (عليه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانيد و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ايشان را شکسته است . تنها اينان، باز مانده آن کبـــوتران خونين بال مهـــاجر نيســـتند و اين ما نيز باز مانده عاشورا و تمام مصيبتهای تاريخ پر فراز و نشـــيب اسلاميم و بايد همچـــون زينب وامام سجاد (عليهما السلام) و فرزندان ولايت ، پيام آن حماسه سازان را به نسل های آينده برسانيم.خود ، حسينی شويم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسينی ، درس بخوانيم و تاريخ سراسر افتخاری را رقم زنيم. انشاءالله.
منابع اینترنتی : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511080109 http://www.shia12.org/fa/mghale.asp
« فرهنگ عاشورا در آفريقا »
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 آذر1389ساعت 20:39  توسط حسین علوی پیام
|
+ نوشته شده در دوشنبه 24 خرداد1389ساعت 21:54  توسط حسین علوی پیام
|
ایام غمبار فاطمیه و سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا دخت رسول خدا(ص) بر امام عصر(عجل الله فرجه) و همه دوستداران خاندان ولایت و امامت تسلیت باد غضب حضرت فاطمه (س) غضب خدا و پیامبر او : در همه منابع مهم روایی شیعه و در بسیاری از صحاح و مسانید معتبر اهل سنت از جمله کتب : صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، صحیح ابو داود ، مسند احمد ابن حنبل ،صحیح ترمذی ، کنز العمال ، حلیة الاولیاء ، مستدرک الصحیحین ، و چند کتاب معتبر دیگر از اهل سنت ، روایتی با تعابیر مختلف ، اما مفهوم نزدیک به هم از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که : « فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را غضب ناک کند مرا غضب ناک کرده است . » و نیز با تعبیر دیگری آمده است : « فاطمه پاره تن من است . خوشحال میکند مرا آنچه او را خوشحال می کند .» و نیز « همانا فاطمه پاره تن من است و هر چه باعث اذیت و آزار او شود ؛ باعث آزار من است .» و نیز خطاب به حضرت فاطمه فرموده است : « به درستی که خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می کند و به خاطر رضایت و خوشنودی تو خوشنود می شود .» مرحوم آیة الله سید مرتضی فیروز آبادی در صفحه ۱۸۷ از جلد سوم کتاب « فضائل الخمسة من الصحاح الستة» که روایات فضایل و مناقب اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) را از کتب حدیث اهل سنت ، در آن کتاب ارزشمند ، گرد آوری نموده است ؛ می گوید : شگفت آور است که این روایات تصریح دارد که غضب حضرت فاطمه ، باعث غضب خدا و پیامبر خدا می شود و در عین حال بخاری در صحیح خود که به مثابه نهج البلاغه شیعه پس از قران است ؛ در کتاب خمس از صحیح بخاری ، آورده است که فاطمه دختر پیامبر خدا ( علیها السلام ) نسبت به ابی بکر غضب نمود و از او کناره گیری کرد و دوری فاطمه تا زمان وفات آن حضرت ادامه داشت . و همچنین بخاری در باب غزوه خیبر روایت کرده است ؛ که فاطمه بر ابی بکر خشمناک شد و از وی دوری کرد و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . و نیز در کتاب فرایض از صحیح بخاری ، روایت کرده است که : فاطمه ( علیها السلام ) از ابا بکر دوری نمود و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . همچنین در صحیح مسلم و ترمذی نیز اقوالی به این مضمون وارد شده است .همچنین در کتاب السیاسة و الامامة ابن قتیبه ص ۱۴ ضمن نقل حدیث مفصلی از ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا ( علیها السلام ) در خانه امیر المؤمنین ( علیه السلام ) پس از نقل حدیث از حضرت فاطمه ( س ) و اعتراف عمر و ابو بکر مبنی بر اینکه آن حدیث را از پیامبر خدا شنیده اند ؛ نقل میکند که : حضرت فاطمه خطاب به آن دو نفر فرمودند : پس من ، خداوند و فرشتگان خدا را به شهادت می طلبم که شما دو نفر مرا خشمناک نمودید و مرا خوشنود نکردید و اگر پیامبر خدا را ملاقات کنم شکایت شما را نزد آن حضرت می برم . پس ابوبکر گفت : پناه می برم به خدا از غضب او و غضب تو ای فاطمه ... و فاطمه می فرمود: به خدا پس از هر نمازی که می خوانم بر تو نفرین می فرستم . فابل ذکر است که مخفی بودن قبر حضرت فاطمه (س ) دلیل و سند معتبری است بر این که آن حضرت از خلیفه وقت راضی نبوده و مورد اذیت و آزار وی قرار گرفته است . و اما اهل سنت این واقعیت را پذیرفته اند ولی مانند بسیاری از حقایق دیگر ، به ابزار توجیه و مغالطه روی آورده اند و می گویند در صورتی غضب فاطمه غضب خدا و رسول اوست که غضب وی بر حق باشد اما غضب فاطمه برحق نبوده و برای دریافت ارث خود بوده است در حالی که بنا بر حدیث نقل شده از رسول خدا (ص ) ، ارث به وی تعلق نمی گرفته است . این توجیه بی اساس در جای خود پاسخ داده شده است و اجمال آن اینکه : اولا حدیث های یاد شده مطلق است و قید حق یا باطل ، ندارد و ثانیا حدیث عدم ارث گذاشتن پیامبران ، جعلی است و ناقل آن برای اولین بار فقط ابوبکر ابن ابی قحافه بوده است و علاوه بر این حدیث یاد شده با آیات شریفه قرآن کریم در باب ارث تعارض دارد . و ثالثا حضرت فاطمه با آن همه فضایل که حتی کتب معتبر اهل سنت نیز نتوانسته اند از آن ها چشم پوشی کنند ؛ چگونه ممکن است از روی باطل چیزی را درخواست کند که حق او نیست ؟ منبع: شیعه نت
+ نوشته شده در جمعه 24 اردیبهشت1389ساعت 19:9  توسط حسین علوی پیام
|
|
منوی اصلی |