نوزدهم و بیست و یکم ماه رمضان روز تلخ تاریخ
نوزدهم و بيست و يكمين روز ماه رمضان يادآور يكي از تلخ ترين روز هاي تاريخ بشر است.در اين روز آسمان دل هاي اهل ايمان در سوگ يكي از بزرگ ترين مردان تاريخ باريد و چشمه هاي اشك از ديدگان انسان هاي آزاده جاري گشت. تا اين روز يتيمان كوفه هنوز رنج يتيمي نچشيده بودند و تلخي فقدان پدر را حس نكرده بودند. تهي دستان و گرسنگان تا اين روز درد فقر را تجربه نكرده بودند. بي پناهان تا اين روز با وجود پشت و پناهي چون علي بر خود مي باليدند. خورشيد آسمان كوفه در برابر خورشيد عالم تابي چون علي احساس شرمندگي مي كرد و ماه و ستارگان در برابر نور تابان و درخشش ماه و ستاره نخست آسمان ولايت غبطه مي خوردند. عدالت با وجود اين مرد تبلور يافته بود و اهريمن ظلم و ستم با وجود وي توان عرض اندام نداشت. او تجسمي از عدالت و دادگري بود.او نمونه اي از كمال انساني بود،او انسانی خدایی و ملکوتی بود که روح بلندش در این جهان گرفتار جسم خاکی شده بود. او انسانی آزاده بود و در راه گسترش حق و عدالت، سراز پا نمی شناخت و سرانجام فدای پافشاری در راه عدالت شد. او رنج دنيا را با همه وجودش چشيده بود و عشق الهي بر اعماق جانش سايه انداخته بود و دلش تنها آشيانه محبت به حق بود. او جز به خدا انديشه نداشت و جز به حق سخن نمي گفت و رفتارش با آيه آيه قرآن همراه بود.اما در نيمه هاي شب بيست و يكمين روز رمضان سال چهلم هجري، تنها جسم او از ميان انسان هاي آزاده رخت بر بست و در ساعات پاياني اين شب نه به دل خاك، كه به دل هاي اهل ايمان سپرده شد. اين خورشيد در آن روز غروب نكرد و تا جهان بر پاست، بر پهناي جهان بشريت نور افشاني خواهد كرد. او پدر يتيمان و پناه بي پناهان بود و خواهد بود، او با خطبه هاي غرّاي خود همواره با ما سخن خواهد گفت و برجان همه ما حكومت خواهد نمود.اينك با گذشت حدود چهارده قرن همچنان و تا ابد چون ستاره اي تابان فرا روي ما قرار خواهد داشت و ما را به سمت و سوي صراط حميد رهنمون خواهد شد.
نام او براي هميشه بر فراز قله هاي بلند هدايت برقرارخواهدبود،واينما انسان هاي گمگشته بايد راه درست را از او فرا گيريم و از اين الگوي زيبا پيروي كنيم.
اظهارات ابن ابى الحدید در فضایل امام امیرالمؤمنین على بن ابی طالب(ع):
در قرن ششم و هفتم هجرى , دانشمند متکلم و مورخ معتزلى, ابن ابى الحدید, رامى بینیم , این دانشمند معتزلى در مورد على بن ابى طالب (ع) اظهاراتى کرده و مطالبى گفته که اگر یک شیعه اینگونه اظهار نظر مى کرد, جامعه ى شیعه او را به غلو و افراط متهم مى کردند.
او کتاب معروف نهج البلاغه را در بیست جلد شرح کرده و الان در اختیار همه هست وهر کس بخواهد, مى تواند آن را بخواند; و نیز این مرد, شاعر
بسیار نیرومندى است که در وصف على بن ابى طالب (ع) هم شعر گفته است.
اشعارش با این بیت شروع مى شود :
یا برق إن جئت الغریَ فقل له
أتراک تعلم من بأرضک مودع نجف
خطاب مى کند و به برق مى گوید : اگر به نجف رفتى و گذرت به آنجا افتاد, به بگو: مى دانى که در دل تو چه کسى خوابیده است؟ بعد شروع مى کند و مى گوید که چه کسى آنجا خوابیده است :
فیک ابن عمران الکلیم و بعده
عیسى یقفّیه و أحمد یتبع
فیک الإمام المرتضى فیک الوصیَ
المجتبى فیک البطین الأنزع
بل فیک جبرئیل و میکال
و إسرافیل و الملأ المقدَس أجمع
بل فیک نور اللّه جلّ جلاله
لذوی البصائر یستشفّ و یلمع
اینجا آدم, ابراهیم , نوح, موسى و عیسى (ع) و نیز پیغمبر خاتم (ص) خوابیده امام مرتضى و وصى برگزیده و منبع علم و برى از شرک در اینجا قرار گرفته است.
اینجا جبرئیل , اسرافیل و میکائیل (ع) است.
بلکه نور خدا, اینجا در زمین فرو رفته است که با دیده هاى صاحب بصیرت قابل درک است .
بعد همه ى آن معجزاتى را که شیعه براى على بن ابى طالب (ع) نقل کرده, در شعرش مىآورد:
هذا هو النور الذى أضواؤه
کانت بجبهة آدم تتلألؤ
این کسى است که نورش در جبهه ى آدم مى درخشید.
و بعد, از شجاهت , زهد, تقوا و عدالت امام و از قربش به خدا و پیغمبر (ص) سخن مى گوید .در این زمینه نقل تاریخ است که عده اى از افراطیون سنى, ابن ابى الحدید را به خاطر همین شعرش تکفیر کردند و کشتند حالا نمى دانم که اینطور باشد یا نه؟ این , نظر یک نفر اهل علم و ادب و تاریخ است که نمى شود او را متهم به این کرد که درباره ى على بن ابى طالب (ع) با تعصب شیعى حرف زده باشد
منبع:
سایت بلاغ
اشعاری در فضایل امام علی(ع)
ها علي بشر كيف بشر ربه فيه تجلي و ظهر
عله الكون و لولاه لما كان للعالم عين و اثر
وله ابدع ما تعلقه من عقول و نفوس و صور
فلك في فلك فيه نجوم صدف في صدف فيه درر
فلك في فلك فيه نجوم مارمي رميه الا و كفي
اغمد السيف متي قابله كل من جرد سيفا و شهر
اسدالله اذا صال و صاح ابو الايتام اذا جاد و بر
حبه مبدء خلد و نعم بغضه منشاء نار و سقر
هو في الكل امام الكل من ابوبكر و من كان عمر؟
ليس من اذنب يوما بامام كيف من اشرك دهرا و كفر
كل من مات ولم يعرفه موته موت حمار و بقر
خصمه ابغضه الله و لو حمد الله و اثني و شكر
خله بشره الله ولو شرب الخمر و غني و فجر
من له صاحبه كالزهراء او سليل كشبير و شبر
عنه ديوان علوم و حكم فيه طومار عظات و عبر
بو تراب و كنوز العالم عنده نحو سفال و مدر
و هو النور و اما الشركاء كظلام و دخان و شرر
ايها الخصم تذكر سندا متنه صح بنص و خبر
اذاتي احمد في خم غدير بعلي و علي الرحل نبر
قال من كنت انا مولاه فعلي له مولا و مفر
قبل تعيين وصي وزير هل تري فات نبي و هجر؟
من اتي فيه نصوص بخصوص هل باجماع عوام ينكر؟
آيه الله و هل يجحد من خصه الله باي و سور؟
وده اوجب ما في القران اوجب الله علينا و امر
مدعي حب علي و عداه مثل من انكر حقا و اقر
۱- بدان که علي بشر است، اما چگونه بشري؟ بشري است كه آثار قدرت پروردگارش در وجود او آشكار و نمايان شده است.
2 - آنحضرت علت غائي آفرينش است كه اگر او نبود براي عالم واقعيت و اثري نبود. (خداوند بخاطر او عالم را بوجود آورده است).
3 – و آنچه را كه تو از عالم عقول و نفوس و صور (عوالم سه گانه خلقت كه در طول هم قرار گرفته و عبارتند از عالم عقل و مثال ماده) تعقل و انديشه كني براي وجود او ابداع شده.
4 – فلكي است در داخل فلكي و داراي ستارگان است و صدفي است در داخل صدفي و داراي گوهرهاي درخشاني است (آنحضرت محاط در اوصاف پيغمبر اكرم (ص) است و ائمه ديگر هم از وجود او پديد آمده اند.
5 – تيري نينداخت جز اينكه آن تير براي هلاك دشمن كافي شد و به جنگي وارد نشد جز اينكه از آن پيروز درآمد.
6 – تمام شمشير كشان موقع مقابله با او (براي اينكه عرض اندام نكنند از ترس وي) شمشير خود را غلاف ميكردند.
7 – موقعيكه حمله ميكرد و صيحه ميزد شير خدا بود و در موقع بخشش و احسان پدر يتيمان بود.
8 – محبت و دوستي آنحضرت سرچشمه بهشت و نعمتهاي بهشت است و دشمني او منشاء آتش دوزخ و جهنم است.
9 – او در تمام عالم پيشواي همه پس از رسول اكرم صلي الله عليه و آله است، ابوبكر و عمر كيستند كه با او لاف برابري زنند؟
10 – كسي كه يك روز هم مرتكب گناه شود شايسته امامت نيست پس چگونه شايسته آن مقام باشد كسي كه يك عمر در شرك و كفر بوده است (منظور عمر و ابوبكر است).
11 – هر كسي كه مرد و او را نشناخت مرگ او مانند مرگ خر و گاو است. مانند زمان جاهليت مرده و اين سخن اشاره است به حديث : من مات و لم يعرف امام زمانه....
12 – دشمن آن حضرت مبغوض خدا است اگر چه ستايش كند و ثنا گويد و سپاسگزار باشد.
13 – دوست و محب او را خداوند مژده بهشت داده اگر چه شرب و خمر كرده و آواز خوانده و مرتكب فجور باشد.
14 – جز علي كيست كه زوجه اي چون زهرا عليها السلام يا فرزنداني مانند حسين عليهما السلام داشته باشد؟
15 – ديوان علوم وحكمتها از آنحضرت است و طومار موعظه ها و پندها در نزد اوست.
16 – آنجناب خاك نشين بود و اعتنايي به دنيا نداشت به طوريكه گنجهاي عالم در نزد او به منزله سفال و كلوخ بود.
17 – و او نور خالص است و اما شركاي خلافت او مانند ظلمت و دود و شرر ميباشند.
18 – اي كه مخالف امامت او هستي بياد آر سند آن روايتي را (در غدير خم) كه متن آن بنابر روايات و اخبار شما هم صحيح است.
19 – موقعيكه در غدير خم پيامبر صلي الله عليه و آله علي را آورد بر جهاز شتران.
20 – و فرمود من بر هر كس از نفس او اولي بتصرف هستم اين علي بر او اولي بتصرف و پناهگاه است.
21 – هيچ پيغمبري را ديده اي كه پيش از تعيين وصي و جانشين وفات يابد و يا هجرت كند؟
22 – كسي كه در شأن او نص ها و روايات مخصوصي آمده باشد آيا مي توان با اجماع مشتي عوام الناس منكر او شد؟
23 – علي عليه السلام آيت عظماي خدا است آيا انكار كرده ميشود كسي كه خداوند براي او آيه ها و سوره هائي اختصاص داده است؟
24 – دوستي آن حضرت واجب ترين امري است كه در قرآن آمده و خداوند او را به ما واجب فرموده است.
25 – كسي كه ادعاي دوستي آن حضرت و مخالفين او را دارد مانند كسي است كه حقي را انكار كند و هم بدان اقرار نمايد.